روش صحیح استخاره با تسبیح و قرآن
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى – که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست – نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد; بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ایم که استخاره ها گوئى معجزه مى کند.
روش صحیح استخاره با تسبیح و قرآن
فهرست این نوشتار:
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
مقدمه: اهمیت استخاره و آداب آن
اهمیّت استخاره وآداب آن
بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند; با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد. در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ – به وسیله قرآن مجید، یا تسبیح و مانند آن – مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد; به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى – که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست – نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد; بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ایم که استخاره ها گوئى معجزه مى کند.
گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد; امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد. به هر حال، استخاره را با پیشگویى نباید اشتباه گرفت; بلکه استخاره خیر و صلاح کار را از طریق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.
نکته:
دو چیز را به هنگام استخاره نباید فراموش کرد:
۱ـ استخاره منحصر به جایى است که مثبت یا منفى بودن کار بر انسان روشن نباشد، و با تفکّر و اندیشه، و حتّى با مشورت کردن با افراد خبره و صاحب نظر نیز روشن نشود; این جا، جاى استخاره است و در غیر این صورت استخاره کردن، اشتباه است.
۲ـ از استخاره هاى مکرّر در یک چیز باید پرهیز کرد (مگر این که فاصله قابل توجّهى بشود و یا این که شرایط تغییر کند.) در استخاره هاى مکرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقیّه اعتبارى ندارد.
باید انسان بعد از استخاره – با شرایطى که در بالا گفته شد – تردید نکند و به دنبال آن به راه بیفتد و از خدا خیر و صلاح خویش را بطلبد و بر ذات پاک او توکّل کند، و مطمئن باشد نتیجه خواهد گرفت.
معناى دیگر استخاره:
استخاره معناى دیگرى هم دارد که در روایات اسلامى کراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خیر و سعادت از ذات پاک خداست.
یعنى به هنگام شروع در یک کار ـ حتّى کارهاى روشنى که براى آن استخاره نکرده است ـ انسان از خداوند خیر و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خیر است) و با گفتن جمله «أَسْتَخیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خیر و سعادت مى کنم)، به آن کار اقدام کند و مى تواند این مطلب را به فارسى هم بگوید. به هر حال، استخاره به این معنا طبق روایات اسلامى نیز، بسیار مفید و مؤثّر است.
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ; هیچ بنده با ایمانى از خداوند طلب خیر نکرد، مگر آن که پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».(۱)
همچنین امیرمؤمنان(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمود:
«وَأَکْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ; بسیار از خداوند طلب خیر نما».(۲)
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خیر نما و صد و یک مرتبه بگو: «أَسْتَخِیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ; از رحمت خداوند طلب خیر و سعادت مى کنم».(۳)
همچنین در سجده آخر نافله صبح نیز، استخاره به همین معنا وارد شده است.(۴)
آداب استخاره:
در روایات اسلامى آداب ویژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذکر شده; مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار کردن به هنگام استخاره و مانند آن(۵) و این امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.
استخاره با قرآن
براى استخاره در روایات اسلامى و کلمات بزرگان علما، طُرقى ذکر شده است که مى توان با هر کدام از این شیوه ها استخاره کرد:
یکى از رایج ترین انواع استخاره، استخاره با قرآن است که آن نیز به چند نحوه انجام مى شود: اول: از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود:
«هرگاه خواستى به وسیله کتاب خدا استخاره کنى، ابتدا سه مرتبه سوره «اخلاص» (قل هو اللّه…) را بخوان، آنگاه سه بار بر محمّد و آلش صلوات بفرست و سپس این دعا را بخوان:
اَللّهُمَّ اِنّى تَفَأَّلْتُ بِکِتابِکَ، وَتَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ، فَاَرِنى مِنْ کِتابِکَ ما هُوَ مَکْتُومٌ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فـى غَیْبِـکَ.
خدایا به کتاب تو تفأّل مى زنم (و استخاره مى کنم) و بر تو توکّل مى کنم، پس تو نیز از کتاب خود، آن چه در نهان غیب تو پنهان است، به من نشان بده.
سپس قرآن را بگشا و از صفحه اوّل سمت راست، سطر اوّل مقصود خودت را از خدا بخواه.(۱)
دوم:
مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «فتح الأبواب» نقل کرده است که براى استخاره، قرآن را برمى دارى و نخست این دعا را مى خوانى:
اَللّهُمَّ إِنْ کانَ فِی قَضائِکَ وَقَدَرِکَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِیِّکَ، بِظُهُورِ وَلیِّکَ وَابْنِ بِنْتِ نَبِیِّکَ،
خدایا اگر قضا و قَدَرت این است که با ظهور ولیّت و فرزند پیامبرت بر امّت رسول خدا منّت گذارى،
فَعَجِّلْ ذلِکَ وَسَهِّلْهُ وَیَسِّرْهُ وَکَمِّلْهُ، واَخْرِجْ لِی آیَةً اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهی فِی عافِیَـة.
پس در ظهورش تعجیل و راهش را سهل و آسان قرار ده و براى من آیه اى بیرون آور که یا در آن امرى باشد که انجامش دهم و یا نهى باشد که ترکش کنم به عافیت و تندرستى.
سپس حاجت و مشکل خود را عنوان مى کنى و آنگاه قرآن را مى گشایى، پس از آن هفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خویش را از آن آیه، دریاب.(۱)
استخاره با قرآن به شیوه هاى دیگر نیز نقل شده است که براى رعایت اختصار از ذکر همه آنها صرف نظر مى شود.(۲)
استخاره با تسبيح
این نوع استخاره نیز شایع و معروف است، که به چند شیوه انجام مى شود:
اوّل: علامه مجلسى مى نویسد: از «شیخ بهایى» نقل شده است: از بزرگان و اساتیدم شنیدم که این دستورالعمل از حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) درباره استخاره با تسبیح رسیده است. فرمود: «تسبیح را به دست (راست) مى گیرى و سه بار صلوات مى فرستى و آنگاه قسمتى از تسبیح را (با دست چپ) مى گیرى و دوتا دوتا رد مى کنى; اگر در پایان یک دانه باقى ماند، به معناى «إفعل» (انجام بده) است و اگر دو دانه باقى ماند، مفهوم آن «لاتفعل» (انجام نده) است.(۱)
دوم: از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: (به هنگام استخاره با تسبیح) نخست یک مرتبه سوره «حمد» را مى خوانى و آنگاه سه بار سوره «توحید» (قل هو اللّه…) را و آنگاه پانزده مرتبه صلوات مى فرستى، سپس مى گویى:
اَللّهُمَّ إِنّى أسْئَلُکَ بِحَقِّ الْحُسَینِ وَجَدِّهِ وَأَبیه، وَأُمِّهِ وَأَخیهِ، وَالاَْئِمَّةِ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ،
خدایا از تو مى خواهم، به حقّ حسین و جدّش و پدر و مادر و برادر و امامان از نسلش
أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَأنْ تَجْعَلَ لِىَ الْخِیَرَةَ فی هذِهِ السَّبْحَةِ،
این که بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و خیرم را در این تسبیح قرار دهى
وَ أَنْ تُرِیَنی ما هُوَ الاَْصْلَحُ لی فی الدِّینِ وَالدُّنْیا،
و آنچه را که صلاح دین و دنیایم است به من نشان دهى.
اَللّهُمَّ إنْ کانَ الاَْصْلَحُ فی دینى وَدُنْیایَ، وَعاجِلِ اَمْری وَآجِلِهِ، فِعْلَ ما اَنَا عازِمٌ عَلَیْهِ فَأْمُرْنی، وَإلاّ فَانْهَنی، إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.
خدایا اگر مصلحت دین و دنیا و امروز و فردایم در انجام کارى است که قصد آن را دارم، پس مرا بدان فرمان ده! وگرنه مرا از آن نهى کن; چرا که تو بر انجام هر کارى توانایى.
پس از آن، قسمتى از تسبیح را مى گیرى و آن را مى شمارى و با عدد اوّل مى گویى «سُبْحانَ اللهِ» و با عدد دوم مى گویى «أَلْحَمْدُلِلّهِ» و با عدد سوم مى گویى «لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ» و به همین ترتیب پیش مى روى; در پایان اگر دانه آخر شمارش، سُبحان الله بود، مخیّر میان فعل و ترک هستى و اگر أَلْحَمْدُللهِِ بود، نشانه امر است و آن را انجام مى دهى و اگر لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ بود، نهى است و آن را ترک مى کنى.(۲)
استخاره ذات الرّقاع
نحوه انجام «استخاره ذات الرّقاع»(۱) که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، به این گونه است که هرگاه براى امور مهمّى بخواهى استخاره کنى، بدین شیوه عمل کن:
نخست شش قطعه کاغذ تهیه مى کنى و در سه قطعه آن مى نویسى:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، خِیَرَةً مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الحَکیمِ، لِفُلانِ بنِ فُلانَة اِفْعَل; به نام خداوند بخشنده مهربان. اختیار و گزینشى است از جانب خداوند عزیز و حکیم براى فلانى فرزند فلانى» (و به جاى این دو کلمه نام شخصى را که براى او استخاره مى کنى و اسم مادرش را مى نویسى); در سه ورقه دیگر همین را مى نویسى، ولى به جاى «إفعل» مى نویسى «لاتفعل»، آنگاه آن کاغذها را زیر جانماز و سجّاده خود مى گذارى و دو رکعت نماز مى خوانى; پس از نماز به سجده مى روى و در سجده، صد مرتبه مى گویى «أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة; از رحمت الهى طلب خیر و سعادت همراه با عافیت مى کنم» سپس مى نشینى و مى گویى: «أللّهُمَّ خِرْ لی، وَاخْتَر لی فی جَمیعِ اُمُوری فی یُسْر وَعافِیَة; خدایا در همه امور به آسانى و عافیت خودت (آنچه را که صلاح است) برایم اختیار کن».
آنگاه دست مى برى و آن ورقه ها را به هم مخلوط مى کنى و یکى یکى بیرون مى آورى ; اگر سه تا از ورقه ها که در آنها «إفعل» نوشته شده، پشت سر هم بیرون آید، کارى را که نیّت کرده اى انجام مى دهى (و بسیار خوب است); و اگر سه تا «لا تفعل» خارج شد آن کار را انجام نمى دهى; ولى اگر یک بار «إفعل» و دفعه بعد «لا تفعل» بدست آمد، در این صورت سه ورقه دیگر را بیرون بیاور که در مجموع پنج ورقه خارج شود، در این صورت اگر سه تا «إفعل» بود و دو تا «لا تفعل» آن کار را انجام بده; ولى اگر بر عکس شد، انجام نده.(۲)
استخاره با الهام قلبى
مراد از «استخاره قلبى» آن است که انسان با یک حالت توجّه و تضرّع با خداى خود مشورت مى کند و از او مى خواهد راه صحیح را به وى نشان دهد و پس از آن، هر چه را که خداوند به قلب وى الهام کرد، انجام مى دهد.
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت فرمود:
اگر به انجام کارى نیاز دارى (و نمى دانى انجام آن خوب است، یا بد،) با خداوند مشورت کن. اگر خداوند انجام آن کار را به قلب تو انداخت، پیروى کن وگرنه انجام نده.(۱)
شیوه این استخاره به این نحوست که پس از نماز واجب، به سجده مى روى و صد مرتبه مى گویى: «اَللّهُمَّ خِرْلی; خدایا تو براى من (آنچه را به صلاحم مى باشد) اختیار کن» سپس به ما اهل بیت(علیهم السلام) متوسّل مى شوى، و ما را شفیع قرار مى دهى; پس از آن به قلبت توجّه کن، بنگر چه چیزى به تو الهام مى شود; همان را انجام بده.(۲)
همچنین در روایت معتبرى مى خوانیم که دو نفر از یاران امام على بن موسى الرضا(علیهما السلام) مى خواستند به مسافرت «مصر» بروند، از آن حضرت پرسیدند: مصلحت آن است که از راه دریا برویم یا از راه خشکى؟ حضرت فرمود: «در غیر وقت نماز واجب به مسجد مى روى، دو رکعت نماز مى خوانى، سپس یک صد مرتبه مى گویى : «أَسْتَخیرُ اللهَ» آنگاه به قلب خویش مى نگرى هر چیز به قلبت افتاد، به همان عمل مى کنى».(۳)
در این زمینه روایات متعدّد دیگرى نیز نقل شده است.
بدیهى است اینگونه استخاره با توجه به مورد روایات ـ که سؤال از امر مهم و گاه خطرناکى است ـ مربوط به موضوعات پراهمیّت است، نه براى موضوعات کوچک.
یادآورى ها:
۱ـ «استخاره» را هر کسى مى تواند با آداب و شرایطى که بیان شد، براى خودش انجام دهد، که به تصریح برخى از بزرگان همین نیز اولى و انسب است،(۴) چرا که هر کس با حالت توجّه و نیازى که دارد، خلوص بیشترى پیدا مى کند و ارتباط ویژه اى با حضرت حق – جلّ و علا – برقرار مى نماید و خداوند مهربان نیز، راه حل را به وى نشان خواهد داد.
امّا مى توان به دیگرى نیز نیابت داد که از طرف او استخاره کند; به ویژه اگر آن شخص، از برجستگى هاى علمى و عملى و تقوا نیز برخوردار باشد.
۲ـ مرحوم محدّث قمى در «مفاتیح الجنان» از برخى کتب براى استخاره به قرآن مجید در ایّام هفته ساعاتى را نقل کرده است، ولى چون تصریح دارد که براى این مطلب، حدیثى از اهل بیت(علیهم السلام) وارد نشده است، ما از ذکر آن خوددارى مى کنیم; هر چند معتقدیم استخاره در ایّام با فضیلت و مکان هاى مقدّس، بهتر است; ولى به هر حال، مى توان در هر وقت که انسان نیاز و اضطرار پیدا کرد، با خداى خود مشورت کند و با استخاره، مشکل خویش را حل نماید و از سرگردانى رهایى یابد.
۳ـ «استخاره» را با «فال» نباید اشتباه کرد. بسیار دیده شده که افراد پیشنهاد مى کنند که براى ما استخاره کنید آیا در فلان کار موفق خواهیم شد یا نه؟ آیا فلان حاجت ما روا مى گردد یا نه؟ آنها استخاره را به پیشگویى از آینده اشتباه مى گیرند.
استخاره فقط براى این است که اگر در انجام کارى تردید داریم و با مشورت و مطالعه حل نشد، براى تصمیم گیرى استخاره کنیم. گویى با خداوند مشورت مى نماییم.
۴ـ بعضى از افراد در استخاره کردن چنان زیاده روى مى کنند که براى هر امر کوچک و بزرگى به سراغ استخاره مى روند و عملا گرفتار یک نوع وسواس و وابستگى شدید مى شوند، به گونه اى که اقدام به هیچ کارى بدون استخاره براى آنها میسّر نیست.
این امر سبب مى شود که استقلال فکر و اندیشه آنها تضعیف گردد و قدرت انتخاب و اعتماد به نفس را از دست بدهند و عقل و خرد را که یک نعمت بزرگ الهى است و چراغ فروزان پروردگار در درون جان انسان است مورد بى توجّهى قرار دهند.
از این امر باید جدّاً پرهیز کرد و استخاره را منحصر به مواردى کرد که در بالا گفتیم. یعنى در آنجا که به راستى انسان حیران و سرگردان مى شود; نه مى تواند با اندیشه خود تصمیم بگیرد و نه مشاوران راه روشنى پیش پاى او مى گذارند.
۵ـ بعضى از ناآگاهان در اعتبار اَسناد استخاره تردید مى کنند، در حالى که ادلّه معتبرى براى آن وجود دارد که براى توضیح بیشتر به کتاب «القواعد الفقهیه» جلد ۱، ذیل قاعده قرعه مراجعه کنید.
۶ـ آخرین نکته اینکه: بى شکّ عمل به استخاره واجب نیست، ولى سزاوار است انسان یا استخاره نکند یا هر گاه استخاره کرد با توکّل بر خدا به آن عمل کند و تردید به خود راه ندهد; با گام هاى استوار به سوى هدف پیش رود که مطمئناً نتیجه مثبت آن را خواهد دید و همان گونه که در آغاز بحث گفته ایم ما این موضوع را شخصاً بارها و بارها آزموده ایم.
منبع: سایت هدانا برگرفته از مفاتیح نوین آیت الله مکارم شیرازی.
حضرت آيت الله بهجت
استخاره حضرت آیتالله بهجت با تسبیح
بنده هم هروقت برای خود استخاره میگیرم با تسبیح استخاره میکنم،١ و برای ترک هم معمولٌبه است، و اگر میانه باشد٢ انجام نمیدهم، مگر اینکه فعل آن خوب، و ترکش بد باشد.
در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۹۳
١.نحوه استخاره معظمله فرستادن سه صلوات بر محمد و آلمحمد و گرفتن یک قبضه از تسبیح و جداکردن دوتا دوتا از دانههای آن است، در نهایت اگر یکی باقی ماند، خوب و اگر دوتا ماند بد است.
٢.یعنی فعل و ترک هر دو خوب باشد.
سؤال: ایشان (میرزا محمدتقی شیرازی رحمهالله) با قرآن استخاره میکردند یا با تسبیح؟
جواب: آنچه متداول بود، همان استخاره با تسبیح بود، نه با قرآن. از بعضی از علما نیز نقل شده که میفرمود: ما از قرآن نمیفهمیم.
در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۹۳
استخاره در ازدواج
پرسش ۳۸ . من دخترى ۲۴ساله هستم و الآن خواستگارى دارم ۳۰ساله، استخاره كردم كه متوسط در آمده است حالا من دو دل شده ام كه آيا با اين آقا ازدواج كنم يا نه؟ و سؤال ديگر اين كه آيا در مورد ازدواج بايد استخاره انجام داد يا نه؟ بعضى ها سفارش مى كنند پيش دعانويس بروم آيا درسته؟!
در ابتدا بايد دانست كه استخاره حكم شرعى نيست كه عمل به آن واجب باشد، بلكه مى توان از آن چشم پوشيد به ويژه در مسائل مهم زندگى مانند ازدواج كه بهتر است با توكل به خداو مشورت و تحقيق اقدام كرد. اما جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مى كنيم:
«استخاره» در لغت، به معناى طلب خير از خداوند متعال است كه دانا به امور و عواقب كارها است. در كنار اين معنا، گاهى استخاره در هنگام تحيّر است كه همراه با دعا و درخواست از خداوند متعال به كار برده مى شود. اين نوع استخاره معمولاً با تسبيح و قرآن انجام مى شود. در روايات، استخاره به معناى طلب خير از خداوند متعال، بسيار مورد سفارش قرار گرفته است، و ائمه اطهار (علیهم السلام) ترغيب كرده اند كارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند.
امام صادق (علیه السلام) نيز فرموده است: «كُنَّا نَتَعَلَّمُ الاِسْتِخَارَةَ كَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَةَ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ قَالَ مَا أُبَالِى إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَيِّ جَنْبِي وَقَعْتُ»[۲]؛ «ما استخاره را آموزش مى دهيم، همان گونه كه سوره قرآن را آموزش مى دهيم. سپس فرمود: آن گاه كه استخاره كردم، باكى ندارم كه چه بر من واقع مى شود». دليل اين امر را بايست در اين نكته جست و جو كرد كه استخاره كننده، خود را به خدا سپرده و خداوند متعال نيز به خير او آگاه تر است. بنابراين در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقى كه بيفتد، بايد ايمان داشته باشد كه خير او در آن بوده است. اما طريقه استخاره در روايات، متفاوت و متنوع است؛ غسل استخاره، نماز استخاره، دعاهاى متعدد و مختلف براى استخاره در حالات و ساعات متعدد و استخاره با قرآن يا تسبيح، از جمله روش هاى استخاره است.
از آنجا كه معناى اصلى استخاره، طلب خير از خداوند متعال است، بهترين روش آن، «دعا» است؛ زيرا در حقيقت استخاره نوعى دعا و طلب خير از پيشگاه خداوند متعال است كه عالم به همه امور است و خير و شرّ ما نيز در دست او است. دعاهاى متعددى براى استخاره نقل شده از جمله:
امام باقر (علیه السلام) مى فرمايد: «من هرگاه در كار مهمى اراده استخاره دارم؛ در حال نشسته صد بار با دعاى زير، از خدا طلب خير مى كنم. اما براى خريد چيزى و كارهاى شبيه آن سه بار اين دعا را در حال نشسته مى خوانم: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ كَذَا وَ كَذَا خَيْرٌ لِى فَخِرْهُ لِى وَ يَسِّرْهُ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِى فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى فَاصْرِفْهُ عَنِّى إِلَى مَا هُوَ خَيْرٌ لِى وَ رَضِّنِى فِى ذَلِكَ بِقَضَائِكَ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لاَ أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لاَ أَقْدِرُ وَ تَقْضِى وَ لاَ أَقْضِى إِنَّكَ عَلاَّمُ الْغُيُوب»[۳]؛
«خدايا از درگاه تو خواستارم كه تو آگاه به پنهان و آشكار هستى اگر در كارى كه در نظر دارم خير و خوبى مى دانى پس آن را براى من فراهم بساز و آسان گردان و اگر در آن شر و بدى در دين و دنيا و آخرتم مى دانى پس آن را از من دور گردان به سوى آنچه براى من خير است و مرا راضى به آن قرار بده. همانا تو مى دانى و من نمى دانم و تو مى توانى و من نمى توانم و فرمان مى دهى و پايان مى بخشى و من پايان بخش نيستم، همانا تو داناى به هر پنهان ها هستى».
در صحيفه سجاديه آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِيِّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِي بِالْخِيَرَةِ؛ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الاِخْتِيَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ ذَرِيعَةً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَضَيْتَ لَنَا وَ التَّسْلِيمِ لِمَا حَكَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَيْبَ الاِرْتِيَابِ، وَ أَيِّدْنَا بِيَقِينِ الْمُخْلِصِينَ. وَ لاَ تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمَّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ، وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاكَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِى هِيَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَةِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِيَةِ؛ حَبِّبْ إِلَيْنَا مَا نَكْرَهُ مِنْ قَضَائِكَ، وَ سَهِّلْ عَلَيْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ؛ وَ أَلْهِمْنَا الاَْنْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ حَتَّى لاَ نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لاَ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لاَ نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لاَ نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِيَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَكْرَمُ مَصِيراً، إِنَّكَ تُفِيدُ الْكَرِيمَةَ، وَ تُعْطِى الْجَسِيمَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِيدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[۴].
يكى از روش هاى استخاره، استخاره با قرآن است. در روايات به اين نوع روش نيز در كنار روش هاى ديگر اشاره شده است.
در روايتى آمده است: «الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) أُرِيدُ الشَّيْءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلاَ يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْيُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ: افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ»[۵]؛ «اليسع قمى مى گويد:
به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم: كارى مى خواهم انجام دهم و در آن كار از خدا نيز استخاره مى كنم؛ اما به نظر ثابتى موفق نمى شوم. آن حضرت فرمود: قرآن را بگشا و به نخستين آيه كه مى بينى نگاه كن و آن را بگير كه اگر خدا بخواهد [خير تو در آن است] اما درباره چگونگى فهم خير از آيات قرآن، دعاهاى مختلفى وارد شده كه يكى از آنها به پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله) منسوب است. آن حضرت مى فرمايد: هنگامى كه خواستى به كتاب خدا استخاره كنى و از تحيّر بيرون بيايى، سه بار سوره اخلاص (توحيد) را بخوان و سه صلوات بر پيامبر اكرم و آل او بفرست» سپس قرآن را باز كن و بدون اين كه خطوط و صفحات را بشمارى، از خط اول عاقبت كار را بخوان»[۶].
روش استخاره
اما درباره استخاره و روش آن، رعايت پنج نكته ضروررى است:
۱. استخاره هيچ گاه جاى انديشه و مشورت را نمى گيرد؛ بلكه استخاره پس از انديشه و مشورت است؛ يعنى، هر كارى را كه مى خواهيم انجام بدهيم، ابتدا بايد درباره آن بينديشيم و سود و زيان آن را بسنجيم. در مرحله دوم با كسانى كه در آن موضوع صاحب نظرند مشورت كنيم و آن گاه يكى از دعاهاى استخاره را تلاوت كنيم و اگر تحيّر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره كنيم.
۲. به رغم اين كه امروزه، استخاره با قرآن رواج بيشترى دارد؛ اما بايد دقت كرد كه هر كس حق ندارد فهم خود را بر قرآن تحميل كند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آيات آن عمل نمايد. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماى آشنا با قرآن، كمك گرفت تا خداى ناكرده دچار اشتباه كارى در فهم قرآن و تحميل آنها به قرآن نشد؛ زيرا الهام گيرى از آيات قرآن، كار آسانى نيست و نياز به كسانى است كه آگاهى و آشنايى تخصصى نسبت به قرآن دارند. پس نمى توان به خوب و بدى كه در بالاى بعضى از قرآن ها نوشته شده اعتماد كرد.
۳. خواندن دعاى استخاره براى هر كارى توصيه شده است؛ زيرا خير ما به دست خداوند متعال است و ما در هر كارى، بايد خير خود را از او بخواهيم. در اين صورت استخاره با قرآن، نبايد به صورت عادت و روش دائمى درآيد و جايگزين انديشه و مشورت و تحقيق شود.
۴. همان گونه كه در انجام دادن واجبات و ترك محرمات، استخاره نبايد كرد؛ در كارهايى كه عقل آنها را تأييد مى كند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مى دهند نيز نبايد استخاره كرد.
۵. استخاره به معناى طلب خير از خداوند متعال است؛ اما تفأل به معناى فهم عاقبت كارها است. به اين دليل در روايتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است: «عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لاَ تَتَفَألْ بِالْقُرْآنِ»[۷]؛ «امام صادق (علیه السلام) مى فرمايد: به قرآن تفأل نزنيد». بر اين اساس فهم عاقبت امور و استنباط آن، تنها بر اهلش ميسر است و هر كسى نمى تواند از قرآن به چنين استنباطى برسد؛ زيرا اگرچه استنباط عاقبت از آيات قرآن، براى كسى كه اهلش باشد امكان دارد، اما همه كس را بدان راه نيست. پس اكثريت مردم در همان حد استخاره با قرآن، بايد توقف كنند و اهل معرفت مى توانند به عواقب امور نيز پى ببرند.
عمل به استخاره از لحاظ شرعى واجب نيست اما خوب است احترام آن را رعايت كرد و پس از گذشت مدتى با دادن صدقه يا با مشورت بيشتر به نتيجه قطعى رسيديد بدون دغدغه ازدواج كنيد و يا براى اطمينان خاطر يك بار ديگر استخاره بگيريد.
بسيارى از خانواده ها براى ازدواج به استخاره روى مى آورند در حالى كه اگر شواهد و دلائل كافى براى صلاحيت فرد پيدا كرديد در اينجا استخاره ضرورت ندارند. حضرت امام خمينى(ره) براى ازدواج استخاره نمى كردند و مى فرمودند: ازدواج استخاره ندارد.
نكته ديگر آن كه اگر كسى پس از استخاره خواست برخلاف آن عمل كند. در صورتى كه شرايط عمل مورد نظر تغيير نكرده باشد، مى تواند با دادن صدقه قابل توجه واطعام جمعى از مؤمنين، به خواسته خود جامعه عمل بپوشاند (مطلب اخير برگرفته از فرمايش حضرت آيه اللّه بهجت است).
در پايان گفتنى است؛ تأثير دعا ،امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا كند و يا ديگرى را شفيع در دعا قرار دهد. ولى بايد به افراد قابل اعتماد مراجعه كرد و از كسانى كه به دنبال شهرت و سودجويى نيستند بهره گرفت.
در مورد دعانويس ها؛ بايد دانست كه بسيارى از اين افراد شيادانى هستند كه از عقايد مردم سوء استفاده مى كنند. بنابراين بايد در برخورد با آنان هشيار بود. براى دعا به درگاه خداوند نيازى به واسطه و دعانويس نيست؛ بلكه هر كس مى تواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نمايد و از اعمال نيك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشيم كه به طور يقين دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثير ويژه اى دارد.
گفتنى است؛ بسيارى از اين گونه افراد، با تجربه اى كه در قيافه شناسى دارند بسيارى از حالات مشترك را مطرح مى كنند كه تصور مخاطب اين است كه آنها خبر دقيق دارند. در حالى كه تشخيص اين گونه امور از چهره افراد بستگى به تجربه دارد و هميشگى نيست.
گفتنى است رجوع به دعانويس ها در سنت و سيره پيامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) نبوده و بزرگان دين هيچ گونه توصيه اى در اين باره ندارند، لذا بهترين روش هم تعقل و تدبير شخصى و مشورت با خردمندان و توكل بر خدا و پرداخت صدقه و خواندن دعاهاى معتبر است.
[۲]. همان.
[۳]. وسائل الشيعة، ج ۸، ص ۷۵.
[۴]. الصحيفه السجادية، دعاى ۳۳.
[۵]. وسائل الشيعة، ج ۶، ص ۲۳۳.
[۶]. مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۳۰۴.
[۷]. وسائل الشيعة، ج ۶، ص ۲۳۳ ؛ كافى، ج ۲، ص ۶۲۹، ح ۷.
- منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، کتاب پرسش و پاسخ خواستگارى .










