نویسنده : عفاف نامه
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲

فصل سوم:اشنائی با نعمت الله ولی

مقدمه

موافقان نعمت ا... می گویند : نور الدين نعمت ا...بن عبدا...بن محمد معروف به شاه نعمت ا...ولي موسس فرقه نعمت ا...يه از سادات حسيني بوده نسبش با نوزده واسطه به پيامبر عظيم الشان (صلوات ا...علیه) مي رسيد. و از جانب مادر به كرد هاي شبانكاره منسوب بود .پدرش مير عبدا...از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار ميرفت .سيد نعمت ا...ولي در دوشنبه چهاردهم ربيع الاول سال 731 هجري قمري در شهر حلب[37]

پدر وي در اوان كودكي شاه ولي، از شهر حلب به ناحيه كچ مكران مهاجرت مي كند و سید نعمت ا...كودكي و جواني خود را در ايران مي گذارند. وي در دوران جواني به فراگيري علوم متداول زمان چون علم کلام و بلاغت و فقه پرداخت.

در این فصل به اشکالاتی که در نقل قول موافقان در مورد نعمت ا...ولی وجود دارد، از قبیل انقطاع سلاسل صوفیه، مذهب نعمت ا...ولی، پیشگوئی ها، اشعار منتسب به او و ادعا های دیگر وی پرداخته می شود .

گفتار اول

انقطاع سلاسل صوفیه

صوفیه نعمت اللهیه با طرح« به این جهت علی علیه السلام را امام می دانیم که پیغمبر تصریح به امامت او کرد»[38] تفهیم می کنند صحت اتصال فرقه ای را می پذیریم که فرقه دار قبلی به ریاست فرد بعدی تصریح کرده باشد. چنانکه بعد از اشاره به سبک جانشینی علی – علیه السلام- تذکر داده اند: «از این امر چنین استنباط می شود که رهبری را باید رهبر قبلی تعیین کند»[39] و «همانطور که پیغمبر و امام را مردم انتخاب نکرده اند بلکه خدا آنها را انتخاب کرد، رهبران بعدی (منظور روسای صوفیه) هم به طور غیر مستقیم باید به الهام خدایی انتخاب شوند یعنی هر رهبری برای بعد از خودش باید جانشین تعیین کند و همین وضعیت در دوران دوازده امام برقرار بود، بعد از غیبت امام دوازدهم»[40] «اخذ بیعت و تربیت معنوی(از طرف امام زمان) به جنید بغدادی»[41] سنی الاصل سپرده شد .

به هر حال مشایخ صوفیه جملگی خرقه تصوف را به علی بن ابیطالب علیه السلام می رسانند و معتقدند اگر فرقه ای سند خرقه اش به ساحت اقدس مولی الموحدین علی امیر المومنین نرسد ، سلسله اش باطل است . به همین لحاظ صوفی مشهور دوره اخیر، صفی علیشاه ، معتقد است رئیس صوفیان می باید «از عهده اثبات سلسله برآید که یدا به ید می رسد تا به امام»[42] و ملاعلی گنابادی ، قول صوفی بدون اجازه را چون بول دانسته است[43] و خلاصه نجیب الدین رضا ، رئیس صوفی ذهبی می سراید : «بی سند صوفی مثال خر بود»[44]

به همین اعتبار برای آنکه صوفیان «خر» نشوند و قول ایشان حکم «بول» پیدا نکند ، همه و همه فرق مدعی هستند : «همه سلاسل صوفیه رشته اجازه خود را معنعن- حدیث معنعن (عنعنه) در اصطلاح علم حدیث (درایه) به روایتی گفته می شود که بین افراد سند آن با کلمه “عن” پیوستگى برقرار شده باشد

به باب مدینه علم الهی حضرت علی می رسانند».[45] علی تابنده – محبوب علیشاه – می نویسد : «تقریباً همه سلاسل، فقر خود را منتسب به علی می دانند»[46] اما این انتساب چگونه و توسط چه کسانی به علی امیرالمومنین علیه السلام می پیوندد ، باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد که در اینجا بدان پرداختیم. ملا سلطان گنابادی ، آنجا که درباره جاری شدن سلسله از ناحیه علی بن ابیطالب بحث می کند می نویسد : و مثل سلسله حسن بصری که بسیاری از سلاسل و دودمانها از آن منشعب شده است[47] و طریقه معروف بن فیروزان کرخی که با معروف بن خربوزان مکی نباید اشتباه شود به حسن بصری می رساند و خلاصه این رئیس صوفی نعمت ا...ی فرقه خود را به واسطه حسن بصری به ساحت قدس علی امیرالمومنین علیه السلام می رساند.[48]

جالب توجه اینکه به رئیس دیگر از فرقه گنابادی ، یعنی ملاعلی گنابادی ، سلطان حسین تابنده و علی تابنده گنابادی ، آنجا که درباره انتساب خود و فرقه نعمت ا...ی گنابادی چیزی نوشته اند ، اشاره ای به حسن بصری نکرده اند[49] و این درست بر خلاف نسبت روسای نعمت ا...یه و برخلاف نسبتی است که شاه نعمت ا...ولی درباره نسبت خرقه خود متذکر شده است .[50] این بدان علت است که عده ای از کارگزاران صوفیه اخیراً متوجه شده اند محققانی درباره انتساب صوفیه به امامان شیعه ، و حسن بصری به امیرالمومنین علیه السلام تحقیق و بررسی هایی انجام داده اند و به علت وفور احادیث و نقلهای تاریخی در مذمت حسن بصری موضوع اجازه ارشاد حسن بصری از امیرالمومنین علیه السلام را بی اعتبار نمودند، لذا درصدد برآمدند تا خود را از زیر بار این ذلت نجات دهند . بنابراین سلسله خود را به معروف کرخی و از او به امام رضا علیه السلام رساندند . حال با استناد به اقوال صوفیه که به صورت شجره فرقه ها در دسترس همگان می باشد جایگاه حسن بصری را در فرقه گنابادیه مشخص و معین می نمائیم .

این فرقه به دلیل انتساب به « نعمت ا...ولی » به فرقه نعمت ا...یه معروف شده است . عده ای کوشیده اند نسبت خرقه این فرقه را به علی بن موسی الرضا علیه السلام رسانده[51] ، از نقل ادامه تا به حسن بصری خودداری کرده اند ، در صورتی که مشایخ فرقه آنها به واسطه آن دشمن سر سخت علی امیر المومنین علیه السلام سلسله را به آن ذات اقدس می رسانند چنانکه شاه نعمت ا...خود درباره خرقه اش می سراید:[52]

باز شیخ سری بود معروف چون سری سرّ او به او مکشوف

شیخ معروف را نکو میدان شیخ داود طائیش میدان

شیخ او هم حبیب محبوب است عجمی طالب است ومطلوب است

پیر بصری ابوالحسن باشد شیخ شیخان انجمن باشد

و با اینکه سه تن از مشاهیر روسای فرقه گنابادی ، ملاعلی ، سلطان حسین و علی تابنده از نقل روند انتساب خرقه تا حسن بصری خودداری کرده اند ، در عصر آخرین رئیس فرقه نورعلی تابنده که فصلنامه عرفان ایران[53] با مقاله او آغاز می شود ، سید مصطفی آزمایش و شهرام پازوکی ، هر دو از اتباع فرقه گنابادیه و نزدیکان مجذوب علیشاه ، خرقه را به حسن بصری می رسانند و آزمایش برای این ادعا مدارک و اسنادی ارائه می دهد[54] . شهرام پازوکی می نویسد : «معروف پوشیده است خرقه را از داود طایی اخذ کرده است این طریقه را از او ، و او از حبیب عجمی و او از حسن بصری و او از حضرت امیر المومنین».[55] این درست ، اطاعت و تبعیت از بزرگ روسای فرقه گنابادی ملا سلطان است که خرقه فرقه اش را به حسن بصری می رساند . علاوه متقدمین این فرقه نظیر مجذوب علیشاه کبودر آهنگی[56] و میرزا زین العابدین شیروانی[57] انتساب روسای فرقه را به حسن بصری می رسانند و مهمتر اینکه انشعابات نعمت ا...یه اعم از: کوثریه[58]، شمس العرفا[59] و جواد نوربخش[60] همگی نسبت فرقه و خرقه خویش را به حسن بصری می رسانند .

بررسی مشایخ سلاسل صوفیه

به طور کلی آنجا که بحث تصوف فرقه ای مطرح می شود ، انقطاع سلاسل صوفیه مورد توجه خرقه پوشان فرقه باز قرار می گیرد که ضرورت آن موجب می شود به هر نوع ممکن ثابت کنند با یکی از مشایخ زیر به ائمه علیهم السلام متصل هستند :

حسن بصری از ناحیه علی بن ابیطالب - علیه السلام -[61]،

ابراهیم ادهم نیز از حضرت علی بن الحسین – علیه السلام – [62]،

با یزید بسطامی از حضرت امام صادق – علیه السلام -[63]

شقیق بلخی از حضرت امام موسی کاظم – علیه السلام – [64]،

معروف بن فیروزان کرخی از امام رضا – علیه السلام – [65] و

جنید بغدادی از ناحیه امام عصر عجل تعلی فرجه الشریف[66] مأمور به ارشاد و هدایت خلق بوده اند .

ü معروف کرخی کیست؟

محمد باقر سلطانی، پسر کوچک ملاسلطان، می­گوید: در سال 200 هجری عده­ای از شیعیان خراسان به مقصد زیارت و تشرف به محضر امام رضا علیه السلام بر در خانه آن حضرت جمع شدند و پس از اخذ اجازه شرفیابی از کثرت شکر و ولع به حالت هجوم وارد منزل شدند. جناب معروف که در آن زمان پیرمرد ضعیفی بود، بر اثر ازدحام جمعیت دچار شکستگی پهلو گردید و رحلت نمود. مدفن او در بغداد است.[67]

اوّلین کسی که افسانه معروف کرخی را درست کرد، ابو عبدالرحمن سلمی صوفی صاحب کتاب طبقات الصوفیه است.

وی می­گوید:معروف، در 8 سالگی به دست امام علیه السلام مسلمان شد و پدر و مادرش مجوس بودند.

ملا علی گنابادی می­گوید: معروف در 8 سالگی به دست امام علیه السلام مسلمان شد و در حال دربانی کردن برای امام علیه السلام در سال 200 هجری فوت کرد.

امام رضا علیه السلام در 148 یا 153 متولد شده اگر 53 بگیریم معروف 47 ساله می­شود (اگر در 8 سالگی مسلمان شده و در 200 فوت کند) پس چطور در سن پیری در دربانی امام فوت نموده است.

نعمت ا...ولی در مورد معروف کرخی می­گوید:

او ز مولا جواز احسان یافت کفر بگذاشت نور ایمان یافت

یافت در خدمت امام مجال بوددربان درگهش ده سال[68]

علامه هاشم الحسنی می­نویسد: در تاریخ شخصی به نام معروف بن فیروزان کرخی نیست.[69]

این­ها این اسم را از نام معروف بن خربوذان کرخی که از اصحاب امام صادق علیه السلام ، کاظم علیه السلام و رضا علیه السلام بوده است، کپی کرده­اند.

بعدها سلطان حسین تابنده که متوجه اشکالات این نظریه شد، سعی کرد تا این معروف را همان معروف بن خربوزان کرخی معرفی نماید. وی می­گوید:

شیخ معروف خدمت حضرت صادق علیه السلام و کاظم علیه السلام و رضا علیه السلام رسیده و از طرف حضرت رضا علیه السلام مأمور به دعوت ولایتی بوده است.[70]

حال باید حرف کدام یک را باور کرد؟

o اشکالات اساسی

معروف کرخی زودتر از امام علیه السلام از دنیا رفته است؛ یعنی امام رضا علیه السلام درسال 202 و معروف در سال 200 فوت شده است و چطور می­شود که کسی بعد از امام علیه السلام قطب باشد و خودش زودتر از امام از دنیا برود.

اگر معروف قطب باشد، چگونه می­توان پذیرفت که در یک زمان با وجود امام علیه السلام ، قطب دیگری باشد.

اگر برفرض قبول کنیم که معروف بعد از امام رضا علیه السلام هم بوده است، پس تکلیف امام جواد وهادی و عسگری علیهم السلام چه می شود؟

برخی در جواب این اشکال می گویند: از این­جا به بعد امامت به دو قسم تقسییم می­شود: امامت طریقت و امامت شریعت؛ یعنی از امام رضا علیه السلام به بعد، ائمه فقط امام شریعت بوده­اند و کارشان بیان احکام شرعی بوده است و امامت طریقت وعرفان و اخلاق، به معروف و اقطاب بعد از او رسیده است.

در جواب این اشکال آقایان عدول کرده­اند و گفته­اند که معروف شیخ مجاز بوده و قطب نبوده است.

حال این سؤال پیش می­آید که اگر معروف شیخ بوده، پس چرا سلسله خود را به امام رضا علیه السلام می­رسانید و نه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمی­رسانید.

همچنین اگر معروف شیخ است، چطور یک شیخ مجاز می­تواند قطب مشخص کند و سری سقطی را به قطبیت برگزیند و اگر سری قطب نیست، چگونه می­شود او جنید بغدادی را به قطبیت معرفی کند.

از این گذشته، در زمان حیات امام علیه السلام چگونه می­توان پذیرفت که معروف به سری حکم بدهد؟

ü اشکال دیگر بر سلسله سند

اشکال دیگر بر سلسله سند این­ها این است که اگر جنید بغدادی قطب شده است، پس امام زمان عجل ا...تعالی فرجه الشریف چه وضعیتی خواهد داشت؟.آیا می­شود قائل شد که دو قطب در یک زمان باشند؟

سلطان حسین تابنده گنابادی در چاپ 84 کتاب نابغه علم و عرفان می­گوید: شیخ جنید از طرف امام حسن عسکری علیه السلام مجاز در دعوت بود و در زمان امام زمان عجل ا...تعالی فرجه الشریف آن سمت را داشت؛ ولی بیعت و تربیت او توسط شیخ سری سقطی بود.[71]

ملا علی گنابادی می­گوید: جنید پس از رحلت امام عسکری علیه السلام و غیبت، حیات داشت. لهذا قطب ظاهر گشت و وکلای اربعه خلافت نداشتند؛ بلکه سفارت بود و دستگیری نمی­کردند.[72]

به گمان ملاعلی، اوّلین قطب، جنید است. حال سؤال این است که حکم ولایت او کجا است؟ قطب بعدی را قطب قبلی دعوت می­کند و ظهور و غیبت امام علیه السلام تفاوت ندارد و در هر حال، امام علیه السلام است. اگر جنید قطب است، پس امام علیه السلام چه کاره است؟

این­ها این­همه داستان بافته­اند و سعی کرده­اند سلسله خود را به امام رضا علیه السلام برسانند.

حال برای این­که میزان دروغگویی آنان مشخص شود، شعری از نعمت ا...ولی می­آوریم تا ببینییم این­ها تا چه اندازه راست می­گویند و آیا اصلاً سلسله این­ها به امام رضا علیه السلام می­رسد یا نه؟

نعمت ا...ولي مي­گويد:

شيخ ما كامل ومكمل بود قطب وقت و امام عادل بود

گاه ارشاد چون سخن گفتي در توحيد را نكو سفتي

يافعي* بود نام عبد ا... رهبر رهروان آن درگاه

صالح بربري روحاني شيخ شيخ من است تا داني

پير او هم كمال كوفي بود كز كمالش بسي كمال افزود

باز باشد ابوالفتوح سعيد* كه سعيد است آن سعيد شهيد

از ابي مدين او عنايت يافت به كمال از ولي ولايت يافت

مغربي بود و مشرقي به صفا آفتابي تمام مه­سيما

شيخ ابي مدين است شيخ سعيد كه نظيرش نبود در توحيد

ديگر آن عارف ودود بود كنيت او ابو سعود* بود

بود در اندلس ورا مسكن بس كرم كرد روح او با من

پير او بود هم ابوالبركات* به كمال و جمال و ذات و صفات

باز ابولفضل بود بغدادي* افضل فاضلان به استادي

شيخ او احمد غزالي*بود مظهر جامع كمالي بود

خرقه­اش پاره بود او بكر است زآن­كه نساج او ابوبكر است

باز شيخ بزرگ ابوعثمان كه نظيرش نبود در عرفان

مظهر لطف حضرت واهب بندگي ابوعلي كاتب

شيخ او شيخ كاملش دانند بوعلي رودباريش خوانند

شيخ او هم جنيد بغدادي* مصر معني دمشق دلشادي

شيخ او خال سري سقطي محرم حال او سري سقطي

باز شيخ سري بود معروف چون سري سرّ او به او مكشوف[73]

از اين­جا به بعد ببينيد آيا نعمت ا...سلسله خود را به امام رضا علیه السلام مي­رساند يا اين که بعداً صوفيان چنین چیزی را اضافه نموده­اند.

شيخ معروف را نكو ميدان شيخ داوود طائيش ميخوان

اوزموسی جواز احسان یافت کفر بگذاشت نور ایمان یافت

پير او هم حبيب محبوب است عجمي طالب است ومطلوب است

پير بصري ابولحسن باشد شيخ شيخان انجمن باشد

يافت او صحبت علي ولي گشت منظور بندگي علي

خرقه او هم از رسول خداست اين چنين خرقه­اي لطيف كراست[74]

مشکل دیگری که هست سنی بودن سر سلسله های این فرقه است. به همین جهت، به دو طریق این مشکل را توجیه نموده­اند:1. تقیه؛ 2. اوّل سنی بودند، بعد شیعه شدند.

اما این دو توجیه نیز ناصحیح است چون نعمت ا... پایگاهش در ایران بوده و علمای زمان او در سایر بلاد تقیه نمی کردند او چگونه تقیه می کرده است در مورد شیعه شدن نعمت ا... هم دلیلی نداریم و هرچه از او یافت شده دال بر سنی بودن او است که در ادامه خواهد آمد .

فرقه­ای مثل گنابادیه نسبت به برخی از افراد مثل حسن بصری و برخی دیگر از سران تصوف، خود را بی قید نشان داده­اند و سعی کرده­اند در سلاسل خود اسمی از حسن بصری نیاورند.

عمده­ترین توجیه برای شیعه نشان دادن آن­ها، تقیه کردن آنان است.

فصلنامه عرفان ایران که ارگان رسمی نعمت ا...ی گنابادی است، به سرپرستی صوفی مصطفی آزمایش نوشته است :

صوفیه در زمان امامان بزرگوار، شاگردی و تقیه به شیوه ائمه معصومین را داشتند.[75]

در جایی دیگر برای رفع این شبهه می­نویسند:

چندان در بند اظهار تشیع معنوی خود نبودند و به اقتضای مولد (محل تولد) و اجتماع محل رشد خود، بالطبع به یکی از مذاهب فقهی اهل سنت عمل کرده­اند.[76]

حتی این­ها برای حل این مشکل، تعریف جدیدی از شیعه و سنی ارائه داده­اند؛ چنان که .دكتر مصطفي آزمايش از بزرگان فرقه گنابادي در اروپا مي­گويد:

سني كسي است كه پيرو رسول خدا بوده و از دو زياده­روي بر كنار باشد؛ نه دشمن علي و اولاد او باشد و نه دشمن خلفاي راشدين(ابابكر، عمر و عثمان). به اين ترتيب كسي كه از خلفاي راشدين بدگويي كند، رافضي است و كسي كه با علي علیه السلام مخالفت كند، خارجي است. كسي كه به خلفاي راشدين و به آل رسول ا...احترام گذارد و حرمت آنان را مراعات نمايد و سنت رسول خدا را نيز پاسدار باشد، سني محسوب مي­شود. به اين اعتبار است كه بسياري از بزرگان تصوف و عرفان مانند سنايي، مولانا، عطار و شاه نعمت ا...ولي، خود را سني خوانده­اند.[77] در پاورقی فصل چهارم صفحه ی 70 مطالبی در مورد تولی و تبری در رد این مطلب آورده شده است.

دكتر نور علي تابنده، قطب اين فرقه در كمال تعجب مي­گويد: خلافت، حق علي نبود؛ حق ملت بود و وظيفه علي؛ يعني ما مسلمين حق داشتيم كه بعد از پيغمبر به عنوان جانشين او خليفه­اي مثل علي داشته باشيم.

او با زیرکی تمام، خلافت راحق مردم می­داند و می­خواهد بگوید خود مردم نخواستند این حق را به علی علیه السلام بدهند و وظیفه از دوش ایشان ساقط شد. او نمی­گوید این­ها خلافت را غصب کردند.

خواجه عبدا...انصاری می­گوید:

از میان دو هزار صوفی که شناخته­ام، تنها دو نفر از آن­ها مذهب رافضی داشتند.[78]

نویسندگانی از خود صوفیه هم مثل اسد ا...خاوری و دکتر نصر، سعی در اعتراف به این نکته دارند که تصوف سابقه سنی­گری دارد و با دادن لقب شیخ شهید به نجم الدین کبری سعی کردند او را شیعه جلوه دهند که این ادعا فاقد مدرک است.

دکتر تابنده می­گوید: هر کس امامت حضرت علی علیه السلام را قبول داشته باشد، از نظر ما شیعه محسوب می­شود و اگر رد کند، سنی محسوب می­شود.

این جنید که به ادعای همه علمای سنی از اهل سنت است، از طرف امام قطب می­شود! و هیچ کس جز صفی علیشاه در صد سالی اخیر ادعای شیعه بودن جنید را نکرده است!

دلایل بر انقطاع سلاسل صوفیه بسیار است و تمام کسانی که در سلسله سند ها مشایخ اهل تسنن آمده اند دلیلی بر جعلی بودن این فرقه ها به حساب می آیند اما به علت طولانی شدن بحث در این نوشتار با ذکر دو حدیث در مورد تصوف این بحث را تمام می کنیم لازم به ذکر است در روايات اسلامي نقد هاي تند و شديدي نسبت به صوفيه شده است. امام رضا علیه السلام : كسي كه نزد او صوفيه ذكر شود و آنها را به زبان و به دل انكار نكند از ما نيست ، و كسي كه آنها را انكار كند گويا با رسول خدا صل ا... علیه و آله و سلم قيام كرده است.[79]

امام علي النقي علیه السلام صوفيان نصاري و مجوس اين امت هستند[80]

گفتار دوم

سنی بودن نعمت ا...ولی

مهم ترين استادي که براي نعمت ا...ذکر مي کنند و خود نيز او را بسيار ستوده است، شيخ عبدا...يافعي بوده است. شاه نعمت ا...در سن 24 سالگي در مکه مکرمه به مدت 7 سال از شخص مزبور کسب علم نموده است. و خود در اين مورد مي گويد :

بود سلطان اولياي زمان

بود روح القدس وي را همدم

سينه اش بود مخزن الاسرار

دردش بود گنج حق مدغم

و در نهايت چون همراه اين استاد خويش طي مراحل عرفاني نمود، شيخ يافعي او را مقام خلافت خويش داد و خرقه اش بخشيد و به ارشاد گماشت [81]در مورد مذهب نعمت ا...بايد يادآور شد که او به گواه اشعار فراواني که خود سروده و نيز همراهي با استاد خويش شيخ عبدا...يافعي، از اهل سنت بوده است، که به پاره اي از اين دلايل اشاره مي شود :

1- به تصريح خود نعمت ا... ولي، سلسله مشايخ وي و خرقة او به شيخ احمد غزالي و حسن بصري مي رسد که تمامي مورخان و صاحبان تراجم آنان را سنّي مي دانند.[82]

2- شيخ عبدا...يافعي که او را استاد اقباد حنفي و شافعي شمرده اند در ميان اهل سنت از تکريم فراواني برخوردار است و امکان ندارد که مريدي صادق و عاشق مثل نعمت ا... ولي با استاد خويش هم مرام نباشد با اينکه با القاب و عناوين بزرگي او را ستوده است[83]

3- اشعاري که بر تسنن خود تصريح کرده است: مثلاً او در دوستاري خلفاء را شدين چنين گفته است.

چهار يار رسولند دوستان خدا

به دوستي يکي دوست دارشان هرچار[84]

ره سنّي گزين که مذهب ماست

ورنه گم گشته اي و در خللي[85]

هم چنين در رساله مراتب الالهيه مي گويد: از نبي بر چهار رکن نبوت که ابوبکر و عمر و عثمان و اميرالمؤمنين علي است، ابوبکر صورت قلب است و عمر صورت عقل و عثمان صورت روح و علي صورت نفس و از ايشان بر چهار امام که ايشان چهار رکنند از ارکان الهي و آن، مالک است و احمد و ابو حنيفه و شافعي[86]

او در باب حقانيت مذهب تسنن و برتري آن بر ساير مذاهب مي گويد: نزد ارباب بصائر مقرر است که اقرب طرق و انور سبل، طريق اهل سنت و جماعت است ...

امام حق بعد از رسول صلی ا...علیه وآله وسلم اميرالمؤمنين ابابکر است [87]

البته گفتني است نعمت ا...همچنان به حضرت اميرالمؤمنين علي علیه السلام و اولاد آن حضرت هم ابراز ارادت نموده و از آنان به نيکي ياد نموده امّا چونان شيعيان به امامت آن بزگواران اعتقادي نداشته است ولي از خوارج که بر حضرت علي شوريدند نيز بيزاري جسته است. چنانچه مي گويد :

و دمبدم دم از ولاي مرتضي بايد زدن

دلت دل در دامن آل عبا بايد زدن[88]

ظاهراً در زمان حيات شاه نعمت ا...نيز مذهب او مورد ترديد و پرسش معاصرانش قرار مي گرفته است. چنانچه با لحن تندي در جواب اين سؤالات چنين گفته است :

اي كه هستي محب آل علي مومن كاملي و بي بدلي

ره سني گزين كه مذهب ما است ورنه گم گشته اي و در خللي

رافضي كيست دشمن بوبكر خارجي كيست دشمنان علي

هر كه او هر چهار دارد دوست امت پاك مذهب است و ولي

دوستدار صاحبه ام بتمام يارسني و خصم معتزلي

مذهب جامع از خدا دارم اين هدايت بود مرا ازلي

نعمت ا...هم و ز آل رسول چاكر خواجه ام خفي و جلي[89]

پرسند ز من چه كيش داري اي بيخبران چه كيش دارم

از شافعي وابو حنيفه آئينه خويش پيش دارم

ايشان همه بر طريق جدند من مذهب جد خويش دارم

در علم نبوت و ولايت از جمله كمال بيش دارم[90]

حميد فرزام [91]مي نويسد: در همان نسخه خطي كتاب رسائل شاه نعمت ا...شمس العرفاءدر ص 86 و 87 نسخه چاپي اين رساله در پاسخ به پرسش دوستي چيست؟ پس از شرح عارفانه درباره خلّه از قول رسول خدا صلي ا...عليه و آله درباره ابوبكر به مناسبت چنين روايت شده: قال رسول ا...صلي ا...عليه و آله: لوكنت متخذا خليلاً لاتخذت ابابكر خليلاً اگر دوستي براي خود انتخاب مي كردم حتماً ابوبكر بود بعد اين شعر را سروده:

او حبيب ا... و خليل خداست منصب و جاهش از همه اعلاست

و باز حميد فرزام مي گويد[92]: در رساله فضائل صحابه كه در دو نسخه خطي متعلق به كتابخانه هاي ملك و ملي جزو رسائل شاه ولي آمده اين احاديث درباره خلفاي اربعه از حضرت رسول صلي ا...عليه و آله نقل گرديده است لوكنت متخذا خليلاً لاتخذت ابابكر خليلاً و لكنه اخي و صاحبي و قد اتخذا...صاحبكم و صاحبي خليلاً اگر دوستي براي خود انتخاب مي كردم ابوبكر بود و لكن او برادر من و همراه من است و خدا همراه شما و همراه من ابوبكر را دوست خود قرار داده است.

نعمت ا...ولي در اين روايت جعلي, ابوبكر را برادر پيامبر ناميده است و علي عليه السلام كه برادر پيامبر اكرم به حساب مي آيد را كنار گذارده است [93]و نيز در همان رساله فضائل صحابه در مورد عمر مي گويد: كه پيامبر فرمود: لوكان بعدي نبي لكان عمر الخطاب گر بعد از من پيامبري بود همانا عمر مي بود [94]

و در مورد عثمان مي گويد: پيامبر فرمودند: لكل نبي رفيق و رفيقي في الجنه عثمان

هر پيامبري رفيقي دارد و دوست من در بهشت عثمان است. [95]

استفاده از روایاتی از اهل تسنن که شیعه قبول ندارد

ج) عن عبدا...بن مسعود عن نبی صلی ا...و سلم قال :لو کنت متخذا خلیلا لاتخذت ابابکر خلیلا و لکنه اخی و صاحبی و قد اتخذ ا...صاحبکمو صاحبی خلیلا بیت :

صدق صدیق باید ای صادق

تا شوی عاشقی چنان لایق

و عن انس قال :قال رسول ا...صلی ا...علیه وسلم :ابوبکر و عمر سیدا کهول اهل الجنه من الا ولین و الاخرین ....

نعمت یاران رسول فرموده

جان مومن قبول فرموده

و عن طلحه بن عبد ا... قال : قال رسول ا... علیه و سلم لعلی انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی

وعن زید بن ارقم قال : قال رسول ا... صلی ا...علیه وسلم من کنت مولاه وفعلی مولاه [96]

گفتار دوم:

ادعاهای نعمت ا...ولی

ادعای پیشگو بودن

تعیین وقت برای ظهور امام زمان عج ا...تعالی فرجه الشریف

از برای آن دجال هم با من شنو عیسی آید مهدی آخر زمان پیدا شود

پانصدو هشتاد هجری بود چو این گفتم در هزار و سیصدو هشتاد آن پیدا شود

آگهی شد نعمت ا...شاه را ز اسرار غیب گفته او بیگمان بر مردمان پیدا شود

در این اشعار که طبق جستجو دز نقد های موجود برنعمت ا... ولی برای اولین بار نویسنده این متن آن را یافته و نسخه آن همراه تحقیق به موسسه کلام حضرت آیت ا...العظمی سبحانی حفظه ا... تعالی ارائه می شود نعمت ا...دست به تعیین وقت برای ظهور زده و خود را مصداق روایات معصومین علیهم السلام که تعیین کنندگان وقت را تکذیب کرده اند [97]نموده است و برای ظهور حضرت مهدی عجل ا...تعالی فرجه الشریف تعیین وقت در سال 1380 می کند که به تاریخ قمری و شمسی و میلادی کذب و دروغ گویی او معلوم است.

لازم به ذکر است شعر های دیگری به او منتسب است که انتساب این اشعار به نعمت ا...کاملا مسجل نیست بلکه در نسخ خطی اشعاری مخالف این اشعار نیز دیده شده است که به سبک پیشگوی های احادیث اهل سنت در آنها نعمت ا...شعر سروده که در این اشعار تفاوت نگرش شاعر فاحش است

دیگر اینکه کسی که برای ظهور تعیین وقت کند به شهادت خود معصومین کذاب است که در پاورقی قبلا بعضی از احادیث آن آمد بر فرض قبول ادعای پیشگویی،پیشگویی دلیل بر کرامت نفس فرد نیست و افراد از طرق نامشروع نیز می توانند به آن دست یابند

در احادیث اهل سنت و شیعه[98] و تفاسیر آیات قرآن[99] نیز خیلی از این پیشگوئیها آمده که نعمت ا...می توانسته آنها را از سند هایی که هم اکنون نیز موجود است برداشت کرده و به شعر در آورده باشد و سوال اینجاست که چرا سند این اشعار را به اطرافیانش نگفته وآنها را بخود نسبت داده است ؟

ادعای ولی کامل بودن، ادعای رسالت، ادعای علم لدنی داشتن

نعمت ا...رسيد تا جايي

که به جز جان اوليا نرسد.[100]

ما خاک راه را به نظر کيميا کنيم

صد درد دل به گوشه چشمي دوا کنيم.[101]

در مجمع انبياء حريفيم

سر حلقه جمله اولياييم[102]

وي داراي عقايد عرفاني خاصي بوده و خودش را شايسته مقام ولايت مي دانست.[103] لذا لقب ولي بر خود نهاده بود و آن را مکرر در ديوان اشعارش نيز آورده است چنانکه مي گويد:

نعمت ا...ماست پير و ولي.[104]

از ديگر سوي برخي محققين عقيده دارند که از آن جهت که بعضي از بزرگان صوفيه براي خود سلطنت و حکومت ظاهري و باطني نسبت به پيروانشان قائل بوده اند از اين رو به آخر و اول اسم خود کلمة شاه را اضافه کرده اند همانند شاه نعمت ا...و يا نور عليشاه و امثال آن.[105] همانگونه که خود شاه نعمت ا...تصريح کرده است.

بنده حضرت خداوندم

همانگونه که خود شاه هزار سلطانم.[106]

جمع بندی

در این فصل به اثبات رسید اینکه بعضی از مخالفان خواسته اند مشایخ نعمت ا... را به ائمه علیهم السلام برسانند ادعایشان از انقطاع سلسله مشایخ خالی نیست و معنعن به امام نمی رسد و سلسه مشایخ اداعیشان منقطع است طبق گفته خود او مشایخ نعمت ا... ولی به مشایخی می رسد که از اهل سنت بودن آنها آشکار است .

نعمت ا... ولی فردی صوفی و سنی مذهب است که از روی تقیه از تشیع، حب علی و آل که اعتقاد خیلی از اهل سنت هم هست را بیان می کرده اما در کتب خود و اشعار به طور قاطعانه سنی بودن خود را اعلام کرده با اینکه از رافضی و ناصبی برائت می جسته اما محبت خلفا و کل صحابه ی بر و فاجر و امیر المومنین علی علیه السلام را طبق اعتقاد اهل تسنن ابراز می داشته و این را حتی در اشعار خود نیز سروده است و بر شیعیان مسجل است که تولی و تبری جزء اعتقادشان است.

نعمت ا... ولی پیشگوئیهای مطابق احادیث اهل سنت داشته اما اینها را به خود نسبت می داده و دلیلی بر مقامات و ثابت کننده علم الهی داشتن خود ابراز می نموده که در یکی از نسخ خطی او که نویسنده در بین نسخ خطی یافت دست به تعیین وقت برای ظهور زده که هم چون وقات است مصداق گذب الوقاتون قرار گرفته وهم اینکه در حال حاضر که سال پیش گویی ظهور او چند سالی گذشته دروغگو بودن او نیز معلوم شده است

ادعا های دیگر او نیزآورده شد مثل ولی کامل بودن و علم لدنی داشتن که بر اهل بصیرت نقض آن پوشیده نیست