نویسنده : عفاف نامه
تاریخ : شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲

مقایسه حجاب در اسلام و حجاب در قوم یهود

حجاب

ادیان آسمانی همه بر مبنای یک سیر واحد و مبانی واحد از سوی خداوند نازل شده اند و هر دین لاحقی کامل کنند دین سابق بوده است، بعد از بعثت خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی خداوند این دین را برای ابدیت بشر قرار داد« إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ: به يقين دين (حقيقى كه انبيا آورده و به صورت شرايع به بشر عرضه داشته‏اند) در نزد خداوند همان اسلام است، و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده (مانند يهود و نصارى، در دينشان) اختلاف نكردند مگر پس از آنكه آنها را (به حقيقت امر) علم آمد، (آن هم) از روى حسد و برترى‏جويى. و هر كس به آيات خدا كفر ورزد پس (بداند كه) خداوند زودرس به حساب است».[1] با توجه به این آیه متوجه می شویم که ادیان الهی پیش از اسلام همه از جانب خداوند و بر صراط اعتدال نازل شده بودند و متاسفانه بعد از مدتی بعضی از علمای حریص به دنیا در آن امت ها این ادیان را تحریف و از مسیر حق خارج کردند. یکی از ادیانی یهودیت است و پیروان این دین معمولا از طایفه بنی اسرائیل بوده و هستند. این قوم در احکام خود چه خرافی و چه حقیقی به جامانده از تورات واقعی بسیار جدی هستند یکی از احکام این قوم« حکم حجاب» را به نقل از ویل دورانت بیان می کنیم و بد از آن با حکم اسلامی آن مقایسه می کنیم.

ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود می‏نويسد : 
اگر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آن كه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.[2]

چناچه خواندید حکمی بسیار سخت در مورد زنان و برخورد آنان با دیگران، اما تمام قسمت های این حکم را با احکام اسلام مقایسه می کنیم. قسمت اول، زنی بی آن كه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت مرد حق دارد او را بدون مهریه طلاق بدهد! اسلام در این مورد اگر زن رعایت پوشش را نکرده باشد او را گناهکار می داند ولی سفارش اولیه به شوهر را امربه معروف و نهی ازمنکر می داند تا زن دیگر به این کار دست نزند و برفرض اگر مردی به خاطر همچنین کاری بخواهد او را طلاق دهد باید مهر او را تمام و کمال بپردازد! قسمت دوم: زنی در شارع عام نخ می‏رشت« شاید کنایه از فعالیت بانوان باشد که یکی از فعالیت سابق زنان ریسندگی بود» مرد حق دارد او را بدون مهریه طلاق بدهد! در اینجا نیز اسلام جواز فعالیت زن در خارج خانه را تابع دو چیز می داند یکی اینکه در ضمن عقد زن شرط فعالیت کاری در بیرون از خانه کرده باشد در این  صورت مرد حق ممانعت ندارد و دیگر اینکه زنی که در فضایی که محل نامحرم است مشغول به کار است باید حجاب و پوشش را کاملا رعایت کند و با این شرایط فعالیت زن هیچ ایرادی نخواهد داشت. قسمت سوم: زنی که با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد! اولا در این حکم یک حکم کلی دارد و درد و دل با هر مردی را غیرمجاز شمرده است در حالی که در اسلام مردان نسبت به زنان دو دسته اند: محارم و غیر محارم و هرگونه درد دل کردن مشروعی که غیبت و... نباشد با مردان محارم جایز است. حتی در مورد زنان پیامبر که نسبت به سایر زنان باید مراعات خاص تری بکنند آیه قرآن می فرماید: « لا جُناح‌َ عَلَيهِن‌َّ فِي‌ آبائِهِن‌َّ وَ لا أَبنائِهِن‌َّ وَ لا إِخوانِهِن‌َّ وَ لا أَبناءِ إِخوانِهِن‌َّ وَ لا أَبناءِ أَخَواتِهِن‌َّ وَ لا نِسائِهِن‌َّ وَ لا ما مَلَكَت‌ أَيمانُهُن‌َّ وَ اتَّقِين‌َ اللّه‌َ إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ شَهِيداً» « بر‌ ‌آنها‌ (همسران‌ پيامبر) گناهي‌ نيست‌ ‌که‌ ‌با‌ پدران‌، و فرزندان‌، و برادران‌، و فرزندان‌ برادران‌، و فرزندان‌ خواهران‌ ‌خود‌، و زنان‌ مسلمان‌ و بردگان‌ خويش‌ (بدون‌ حجاب‌ و پرده‌ تماس‌ بگيرند) و تقواي‌ الهي‌ ‌را‌ پيشه‌ كنيد ‌که‌ خداوند ‌بر‌ ‌هر‌ چيزي‌ آگاه‌ ‌است‌.»[3] یعنی زنان پیامبر که امهات مومنین خطاب می شوند خرده و باکی نیست که با محارم خود بدون مانع و حجابی سخن بگویند! نکته دیگر اسلام برای عفت در گفت‌‌‌‌و‌گو بین زنان با نامحرمان قید صوت عادی را قرار داده است  تا موجب تحریک در دلهای مریض صدایشان نشود.« فَلا تخْضعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطمَعَ الَّذِى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً» « به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوئيد.»[4] پس اگر زنی صدای خود را نازک نکند و بدون هیچ عشوه ای با نامحرمی برای کاری عرفی بدون قصد صحبت کنند بر اساس اسلام اشکالی وجود ندارد. 

با یک لحظه اندیشه می توان فهمید که کدام حکم منطبق بر عقلانی اس و کدام دسته از احکام مبتنی بر خرافات.

 

پی نوشت:

1: آیه 19 سوره ال عمران ترجمه ایت الله مشکینی

2: برگرفته از کتاب مسئله حجاب استاد مطهری

3: سوره‌ الأحزاب‌  ‌آيه‌ 55

4: سوره‌ الأحزاب‌  ‌آيه‌ 32

http://www.jonbeshnet.ir/news/16185