بررسی آیات حجاب در قرآن
احکام اسلامی بر مبنای فطرت بشری و بدور از هر تحریف و افراط و تفریطی تشریع شده اند، یکی از این احکام که جنبه اجنماعی بسیار قوی در فضای جامعه اسلامی دارد حکم وجوب حجاب است که بنابر اقوالی در سال پنجم یا ششم هجری تشریع و حکم بوجوب آن شد، که در سه آیه اشاره به آن شده است. البته واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم (غالباً به معنای مانع و حائل) بهکار رفته است که مقصود ما در این بحث بسیاری از آنها نیستند. اما آیات دلالت کننده برحجاب، آیه اول: آیه 31 سوره نور« وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها، ولیضربن بخمرهن على جیوبهن. و به زنان مومن(هم) بگو دیدگانشان را فرو گذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند و زینتشان را جز آن چه از آن آشکار است، هویدا نکنند، و روسرى هایشان را بر گریبان هایشان بیندازند». از این آیه فهمیده مى شود که زنان قبل از نزول این آیه، دامنه روسرى خود را به شانه ها یا پشت سر مى افکندند، به طورى که گردن و کمى از سینه آن ها نمایان مى شد. قرآن دستور مى دهد روسری خود را بر گریبان خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است، مستور گردد.[1] نکته هایی که از این آیه فهمیده می شود این است که بدون شك در عصر ما که بعضي نام آن را عصر برهنگي و آزادي جنسي گذاردهاند و افراد غربزده، بي بند و باري زنان را جزئي از آزادي او ميدانند سخن از حجاب گفتن براي اين دسته ناخوشايند و گاه افسانهاي است متعلق به زمانهاي گذشته؟ ولي مفاسد بي حساب و مشكلات و گرفتاريهاي روز افزوني که از اينکه آزاديهاي بي قيد و شرط به وجود آمده سبب شده که تدريجا گوش شنوايي براي اين سخن پيدا شود.
البته در محيطهاي اسلامي و مذهبي، مخصوصا در محيط ايران بعد از انقلاب جمهوري اسلامي، بسياري از مسائل حل شده، و به بسياري از اينکه سؤالات عملا پاسخ كافي و قانع كننده داده شده است، ولي باز اهميت موضوع ايجاب ميكند که اينکه مساله به طور گستردهتر مورد بحث قرار گيرد. مساله اينکه است که آيا زنان (با نهايت معذرت) بايد براي بهره كشي از طريق سمع و بصر و لمس (جز آميزش جنسي) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد؟بحث در اين است که آيا زنان در يك مسابقه بي پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شهوات و هوسهاي آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگي زناشويي اختصاص يابد!؟ اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئي از اينکه برنامه محسوب ميشود، در حالي که غربيها و غربزدههاي هوسباز طرفدار برنامه اولند؟ اسلام ميگويد كاميابي هاي جنسي اعم از آميزش و لذتگيريهاي سمعي و بصري و لمسي مخصوص به همسران است و غير از آن گناه، و مايه آلودگي و ناپاكي جامعه ميباشد که جمله" ذلِكَ أَزكي لَهُم" در آيات اشاره به آن است.
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهاني نيست زيرا:
1- برهنگي زنان که طبعا پيامدهايي همچون آرايش و عشوهگري و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحريك دائم قرار ميدهد تحريكي که سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاي بيمار گونه عصبي و گاه سر چشمه امراض رواني ميگردد، مگر اعصاب انسان چقدر ميتواند بار هيجان را بر خود حمل كند! مگر همه پزشكان رواني نميگويند هيجان مستمر عامل بيماري است! مخصوصا توجه به اين نكته که غريزه جنسي نيرومندترين و ريشهدارترين غريزه آدمي است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكي شده، تا آنجا که گفتهاند" هيچ حادثه مهمي را پيدا نميكنيد مگر اينكه پاي زني در آن در ميان است"؟ آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگي به اينکه غريزه و شعلهور ساختن آن بازي با آتش نيست! آيا اينکه كار عاقلانهاي است! اسلام ميخواهد مردان و زنان مسلمان روحي آرام و اعصابي سالم و چشم و گوشي پاك داشته باشند، و اينکه يكي از فلسفههاي حجاب است.
2- آمارهاي قطعي و مستند نشان ميدهد که با افزايش برهنگي در جهان طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که" هر چه ديده بيند دل كند ياد" و هر چه" دل" در اينجا يعني هوسهاي سركش بخواهد به هر قيمتي باشد به دنبال آن ميرود، و به اينکه ترتيب هر روز دل به دلبري ميبندد و با ديگري وداع ميگويد. در محيطي که حجاب است (و شرائط ديگر اسلامي رعايت ميشود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است. ولي در" بازار آزاد برهنگي" که عملا زنان به صورت كالاي مشتركي (لا اقل در مرحله غير آميزش جنسي) در آمدهاند ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي نميتواند داشته باشد و خانوادهها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشي ميشوند و كودكان بيسرپرست ميمانند.
3- گسترش دامنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناكترين پيامدهاي بي حجابي است که فكر ميكنيم نيازي به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربي كاملا نمايان است، آن قدر عيان است که حاجتي به بيان ندارد. نميگوئيم عامل اصلي فحشاء و فرزندان نامشروع منحصرا بي حجابي است، نميگوئيم استعمار ننگين و مسائل سياسي مخرب در آن مؤثر نيست، بلكه ميگوئيم يكي از عوامل مؤثر آن مساله برهنگي و بي حجابي محسوب ميشود. و با توجه به اينكه" فحشاء" و از آن بدتر" فرزندان نامشروع" سر چشمه انواع جنايتها در جوامع انساني بوده و هستند، ابعاد خطرناك اينکه مساله روشنتر ميشود. هنگامي که ميشنويم در انگلستان، در هر سال- طبق آمار- پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنيا ميآيد، و هنگامي که ميشنويم جمعي از دانشمندان انگليس در اينکه رابطه به مقامات آن كشور اعلام خطر كردهاند- نه به خاطر مسائل اخلاقي و مذهبي- بلكه به خاطر خطراتي که فرزندان نامشروع براي امنيت جامعه به وجود آوردهاند، به گونهاي که در بسياري از پروندههاي جنايي پاي آنها در ميان است، به اهميت اينکه مساله كاملا پي ميبريم، و ميدانيم که مساله گسترش فحشاء حتي براي آنها که هيچ اهميتي براي مذهب و برنامههاي اخلاقي قائل نيستند فاجعه آفرين است، بنا بر اينکه هر چيز که دامنه فساد جنسي را در جوامع انساني گستردهتر سازد تهديدي براي امنيت جامعهها محسوب ميشود، و پيآمدهاي آن هر گونه حساب كنيم به زيان آن جامعه است. مطالعات دانشمندان تربيتي نيز نشان داده، مدارسي که در آن دختر و پسر با هم درس ميخوانند، و مراكزي که مرد و زن در آن كار ميكنند و بي بند و باري در آميزش آنها حكمفرما است، كم كاري، عقب افتادگي، و عدم مسئوليت به خوبي مشاهده شده است.
4- مساله" ابتذال زن" و" سقوط شخصيت او" در اينکه ميان نيز حائز اهميت فراوان است که نيازي به ارقام و آمار ندارد، هنگامي که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعي است روز به روز تقاضاي آرايش بيشتر و خودنمايي افزونتر از او دارد، و هنگامي که زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبليغ كالاها و دكور اطاقهاي انتظار، و عاملي براي جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعهاي شخصيت زن تا سر حد يك عروسك، يا يك كالاي بي ارزش سقوط ميكند، و ارزشهاي والاي انساني او به كلي به دست فراموشي سپرده ميشود، و تنها افتخار او جواني و زيبايي و خودنمائيش ميشود. و به اينکه ترتيب مبدل به وسيلهاي خواهد شد براي اشباع هوسهاي سركش يك مشت آلوده فريبكار و انساننماهاي ديو صفت؟ در چنين جامعهاي چگونه يك زن ميتواند با ويژگيهاي اخلاقيش، علم و آگاهي و دانائيش جلوه كند، و حائز مقام والايي گردد!؟ براستي درد آور است که در كشورهاي غربي، و غرب زده، و در كشور ما قبل از انقلاب اسلامي، بيشترين اسم و شهرت و آوازه و پول و در آمد و موقعيت براي زنان آلوده و بي بند و باري بود که به نام" هنرمند و هنر پيشه"، معروف شده بودند، و هر جا قدم مينهادند گردانندگان اينکه محيط آلوده براي آنها سر و دست ميشكستند و قدمشان را خير مقدم ميدانستند؟ شكر خدا را که آن بساط بر چيده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعيت يك عروسك فرنگي و كالاي بي ارزش در آمد و شخصيت خود را باز يافت، حجاب بر خود پوشيد اما بي آنكه منزوي شود و در تمام صحنههاي مفيد و سازنده اجتماعي حتي در صحنه جنگ با همان حجاب اسلاميش ظاهر شد.
اين بود قسمتي از فلسفههاي زنده و روشن موضوع حجاب در اسلام که متناسب با اين آیه بود.[2]
آیه دیگر که بخاطر واژه حجاب که در این آیه است معروف به آیه حجاب شده است و او را آیه حجاب نامیدند و ما تنها مقدرای از آیه که مقصود بوده را آورده ایم. « وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ». [3] در میان اعراب و بسیارى از مردم دیگر رسم بوده و هست که به هنگام نیاز به بعضى از وسائل زندگى موقتاً از همسایه به عاریت مىگیرند، خانه پیامبر نیز از این قانون مستثنا نبوده، و گاه و بیگاه مىآمدند و چیزى از همسران پیامبر قرض میگرفتند، روشن است قرار گرفتن همسران پیامبر در معرض دید مردم (هر چند با حجاب اسلامى باشد) کار خوبى نبوده؛ لذا دستور داده شد که از پشت پرده، یا پشت در، وسایل مورد نیاز خود را بگیرند. در این آیه اشاره به رعایت محدوده بین همسران پیامبر و مردان نامحرم است که علما و مفسران شیعه و سنی معنای آن را به دیگر زنان نیز تعمیم داده اند.
[4] و آیه ای که صراحتش در مورد حجاب بسیار روشن و آن را امر ضروری قلمداد می کند« یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک و نساء المؤ منین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنى ان یعرفن فلا یؤ ذین». « اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منین بگو روسری هاى بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند» [5]
در اینکه منظور از شناخته شدن چیست ؟ دو نظر در میان مفسران وجود دارد که منافاتى با هم ندارند.
نخست
اینکه در آن زمان معمول بوده است که کنیزان بدون پوشیدن سر و گردن از منزل
بیرون مى آمدند، و از آنجا که از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند گاهى بعضى
از جوانان هرزه مزاحم آنها مى شدند، در اینجا به زنان آزاد مسلمان دستور
داده شد که حجاب اسلامى را کاملا رعایت کنند تا از کنیزان شناخته شوند و
بهانه اى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند. بدیهى است مفهوم این سخن آن
نیست که اوباش حق داشتند مزاحم کنیزان شوند، بلکه منظور این است که بهانه
را از دست افراد فاسد بگیرند. دیگر اینکه هدف این است که زنان مسلمان در
پوشیدن حجاب سهل انگار و بى اعتنا نباشند مثل بعضى از زنان بى بندو بار که
در عین داشتن حجاب آنچنان بى پروا و لاابالى هستند که غالبا قسمتهائى از
بدنهاى آنان نمایان است و همین معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مى
کند. در اینکه منظور از ((جلبات )) چیست مفسران و ارباب لغت چند معنى براى
آن ذکر کرده اند: 1 - ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى که از روسرى بلندتر است و
سر و گردن و سینه ها را مى پوشاند. 2 - مقنعه و خمار (روسرى ).3 - پیراهن
گشاد.
گرچه این معانى با هم متفاوتند ولى قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند (ضمنا باید توجه داشت ((جلباب )) به کسر و فتح جیم هر دو قرائت مى شود). اما بیشتر به نظر مى رسد که منظور پوششى است که از روسرى بزرگتر و از چادر کوچکتر است چنانکه نویسنده ((لسان العرب )) روى آن تکیه کرده است . و منظور از ((یدنین )) (نزدیک کنند) این است که زنان ((جلباب )) را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اینکه آن را آزاد بگذارند به طورى که گاه و بیگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبیر ساده خودمان لباس خود را جمع و جور کنند. اما اینکه بعضى خواسته اند از این جمله استفاده کنند که صورت را نیز باید پوشانید هیچ دلالتى بر این معنى ندارد و کمتر کسى از مفسران پوشاندن صورت را در مفهوم آیه داخل دانسته است .به هر حال از این آیه استفاده مى شود که حکم ((حجاب و پوشش )) براى آزاد زنان قبل از این زمان نازل شده بود، ولى بعضى روى ساده اندیشى درست مراقب آن نبودند آیه فوق تاکید مى کند که در رعایت آن دقیق باشند.[6]
پی نوشت:
1: آیه 31 سوره نور
2: تفسیر نمونه جلد 14 سوره نوره ذیل آیه 31 اهمیت موضوع حجاب
3: بخشی از آیه 53 سوره احزاب
5: آیه 59 سوره احزاب
6: تفسیر نمونه آیه 59 سوره احزاب
http://www.jonbeshnet.ir/news/16183









