نویسنده : عفاف نامه
تاریخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲

تحلیل حیات طیبه از دیدگاه قرآن کریم

تحلیل حیات طیبه از دیدگاه قرآن کریم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

تحلیل حیات طیبه از دیدگاه قرآن کریم

( تفسیر آیات ۹۵ تا ۱۰۰ سورة نحل با رویکرد موضوعی)

حمیدرضا مظاهری‌سیف

چکیده حیات طیبه رهاورد سیر الی الله است که اولیای خدا با پیمودن مسیر بندگی و پاسداری از پیمان فطری و میثاق ملکوتی به آن رسیده و از ثمرات آن بهره می برند. حیات طیبه در عالم «عندالله» و در تحت ولایت حق تعالی برای اولیای خدا تحقق می یابد. معیار برخورداری از آن ، درجه ی ایمان و زمینه سازش بردباری در جهاد با هواهای نفس و نفسانیات است. در مقابل حیات طیبه حیات دنیا در عالم موهوم دنیا و تحت ولایت شیطان صورت بندی شده و با معیار شرک و در اثر غلبه هوس ها و نفسانیت بشر را گرفتار می کند.

واژگان: حیات طیبه، حیات دنیا، عالم عندیت (عندالله)، پیمان فطری.

مقدمه قرآن کریم آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی است که خدای تعالی برای هدایت انسان ها فرو فرستاده و از این روی هر آن چه به کمال و نیک بختی آدمیان مربوط می شود د راین کتاب مقدس فرو گذار نشده است. اما از آن جا که قرآن برای عالمیان آمده و اکثر مردم متوسط الحال و در مراحل اولیه ی هدایت اند، حقایق مربوط کمال نهایی و اوج کامیابی معنوی و ابدی به وصورت رموز و اشارات در سراسر آیات قرآن کریم پراکنده و پنهان گردیده و برای کشف آنها باید و منظری بلند پایه بر نگارستان آیات قرآن گشوده و از افق اعلی اسرار اوج عروج و معراج آدمی را مطالعه کرد. یکی از این اسرار قرآنی و حقایق عرفانی حیات طیبه ی اولیای خداست که تنها یک بار در قرآن مجید به صراحت  از آن سخن به میان آمده ، اما در جای جای قرآن اشاراتی به لطایف درک اولیای حق بر آن رفته و سیمای زیبای آن در حجاب حکمت و جدل ترسیم شده است. حیات طیبه زندگی پیراسته از هر ناپسندی اولیاء الله است که در محضر او و در مقام قربش دنیا و آخرت صدیقین را گشایش ابدیت جمع کرده و آن چه را سزاوار جود و کرم رب العالمین است ، بهره ی آنها ساخته . واژگان حیات طیبه در آیه ی ۹۷ سوره ی نحل وارد شده و ما در این پژوهش می کوشیم با درنگ و ژرف کاوی آیات پیرامون آن یعنی آیه های ۹۵ تا ۱۰۰ این سوره ی مبارک ابعاد حیات طیبه را آفتابی کرده و در پرتو سایر آیات قرآن کریم اشارات این چند آیه بر حیات طیبه را به تفصیل بازخوانی کنیم.

طرح مسأله « وَ لا تَشتَرَوا بِعهدِ اللهِ ثمناً قَلیلاً انـَّما عنداللهِ هوَ خیرٌ لکُم إن کُنتُم تَعلَمون * ما عندَکُم ینفذُ و ما عندَ الله باقٍ وَ لنَجزینَ الذَّینَ صَبروا أجرَهُم بأَحسَنِ ماکانوا یعمَلون * مَن عمَلَ صالحاً مُن ذَکَرٍ أو أُنثی وَ هوَ مومنٌ فَلنُحیینَّهُ حیوةً طیبةً وَ لَنَجزینَّهُم بِأحسَنُ ماکانوا یعملون* فإذا قَرَأت القُرآن فَاستَعذ بِاللهِ مِن الشَّیطان الرَّجیم * إنَّه لَیسَ لَه سُلطانٌ عَلَی الذینَ أمنوا وَ عَلی رَبَّهُم یتَوکّلون * اِنَّما سُلطانَه عَلَی الذَّینَ یتوَلّونَه وَ الذَّینَ هُم بُه مُشرِکون» پیمان خدا را به بهای ناچیزی مفروشید ،  زیرا آن چه نزد خداست – اگر بدانید- بدرستی که برای شما بهتر است * آنچه پیش شماست تمام می شود و آنچه پیش خداست پایدار است و قطعاً کسانی را که شکیبایی ورزیدند به بهتر از آنچه عمل می کردند  ، پاداش خواهیم داد* هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مومن باشد ، قطعاً او را بازندگی پاکیزه ای ، حیات می بخشیم . و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند ، پاداش خواهیم داد* پس هنگامی که  قرآن می خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه آور * زیرا او برابر کسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلطی نیست * تسلط او فقط بر کسانی است که وی را به سرپرستی برگیرند و بر کسانی که به خدا شرک می ورزند. (نحل / ۹۵ تا ۱۰۰). توضیح این که میان انسان و خداوند تعالی عهد و پیمانی است که پاسداری از آن درهای معنوی را گشوده و آدمی را به نزد خدا یا عالم عندیت می رساند، عالمی که پایدار و همیشگی بوده و زندگی و شادمانی و برخورداری در آنجا هرگز تباه نمی شود. راه یافتن به عالم عندالله پاداش صبر و بردباری مومنانی است که عهد و پیمان خدا را نشکسته و به بهای ناچیز نفروخته  و به نتیجه ای بهتر از عملشان رسیدند. این نتیجه و پاداش بهتر از عمل که در اثر عمل صالح مشروط به ایمان نصیب هر زن و مردی می شود،   حیات طیبه است . زندگی پاک از هر گونه نابودی و کمبودی که ناکامی و بیم و اندوه را در آن راه دارد. پس برای چنین سعادتی باید به وحی الاهی دست آویز شده و از وسوسه های شیطان گریخت . زیرا شیطان بر مومنان اهل توکل هیچ نفوذی ندارد. در برابر زندگی پاک الاهی، زندگی فرومایه ای زیر نفوذ و سلطه ی شیطان برای کسانی است که شرک ورزیده و فرمانبر شیطان هستند. یکی از محورهای اساسی این آیات « حیات طیبه » است که در باره آن نظریات مختلفی مطرح شده است.  مرحوم طبرسی در تفسیر بزرگ مجمع البیان برخی از آنها را بدین ترتیب بیان کرده اند: رزق و روزی حلال زندگی شرافتمندانه همراه با قناعت و خشنودی بهشت پر طراوت و زیبا و زندگی خوش در آن جا زندگی خوشبختانه در بهشت برزخی در تفاسیر دیگر «عبادت توأم با روزی حلال » و « توفیق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن » را نیز افزوده اند . همه ی این موارد ممکن است که صحیح باشد ، اما بخشی از واقعیت را بیان کرده اند و هیچ کدام با آیات قبل و بعد به  تحلیل و تبیین حیات طیبه  نپرداخته است. در این پژوهش می کوشیم تا مفهوم  حیات طیبه را در بستر آیات پیشین و پسین و نیز با تفسیر قرآن به قرآن واکاویده و از چراغ فروزان کتاب الاهی بر زوایای تاریک معرفت مان در این باره ی پرتو اندازیم.

پیمان خداوند در آیات مورد بحث از سوره ی نحل پاسداری و پایبندی به عهد الاهی کلید ورود به عالم عندیت و برخورداری از بهره ی ماندگار و جاودان عندالله معرفی شده است . « وَلا تَشتَرَ وَ بِعَهدِ اللهِ ثَمَنَاَ قَلیلاً انَّما عندَاللهِ خَیرٌ لکُم إِن کُنتُم تَعلمَون» پیمان خدا را به بهای ناچیز و متاع کم ارزش نفروشید که تنها آنچه نزد خداست برای شما نیکو و پسندیده است، اگر بدانید.( نحل/ ۹۵) این پیمان همان است که خدای تعالی پس از آفرینش حضرت آدم (ع) و ذریه ی او، از همه انسان ها  گرفت و آنها را شاهد این عهد قرار داد. « و إِذ اَخَذَ رَبُّک مِن بَنی آدَمَ مِن ظهورِهِم ذرّیتَهم وَ أشهَدُ هُم عَلی اَنفُسهِم ألَستُ بِرَبَّکم قالوا بَلی شَهِدنا …» به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه خویش قرار داده ، فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند: آری ، گواهی می دهیم . (اعراف/ ۱۷۲) در این معاهده، میثاق گیرنده خداوند و میثاق دهنده انسان بوده و شاهد بر این میثاق نیز خود انسان است . « اشهد هم علی انفسهم » خدا انسان را شاهد بر خود وی قرار داد و به او گفت : ببین که بر ربوبیت خدا و به عبودیت خویش میثاق می بندی . شاهد بودن انسان ، یعنی مشاهده کردن حقیقت خود که همان ربط وجودی است و شهود ربط وجودی عین اطلاع از این است که تمام ذات و هستی او وابسته به وجود خداوند و برای خداست. به بیان دیگر وقتی در آن عالم که عندالله بود انسان خود را مشاهده کرد، همه ی هستی خود را از آن خدا دید و عبد بودن  خود و ربوبیت خداوند را مشاهده کرد  . در روایات نیز آمده است که همه انسان ها هنگام عهد سپردن خدا را دیده و شناخته بودند . حضرت آیت الله جوادی آملی این عهد را عهد فطری انسان با خدا دانسته و خداگرایی فطری را ثمره ی این شناخت و پیمان فطری بر شمرده اند . ولی علامه طباطبایی این عهد و پیمان را بر جنبه ی ملکوتی انسان تطبیق کرده و فرموده اند « ملکوت همه چیز آن روی باطن اشیاء است که به سوی پروردگار بوده و مشاهده ی آن ملازم با یقین است همانطور که از سخن خداوند فهمیده می شود « و کَذلِکَ نُری اِبراهیمَ مَلَکوتَ السَماواتِ وَ الارضِ وَ لیکونَ مِنَ الموقنینَ » این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از اهل یقین باشد ( انعام / ۷۵) … نه از جهت شیئیت مادی که شناخت خواص اشیا را نتیجه می دهد ، بلکه از جهت وجودی آن ها که غیر مستقل و مربوط و محتاج به پرودگاری است که او را و همه چیز را تدبیر می کند و او پروردگار جهانیان است   . انسان ها پیش از حضور در این عالم پست مادی در ملکوت به سر می بردند و در حضور خداوند ، او را با همه ی عظمت و جلال و جمال مشاهده کرده و به ربوبیت اش شهادت دادند. اعتراف و شهادت به ربوبیت خداوند یکتا بعد دیگری دارد و آن پیمان و عهد بر بندگی نکردن غیر خداست . این حقیقت در قرآن کریم این طور بیان شده « اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَمَ اَن لا تَعبدُ وَ الشَیطانَ إنَّه لَکُم عَدُوٌّ مُبین وَ اَنِ اَعبُدونی هذا صِراطٌ مستقیمٌ » ای فرزندان آدم آیا از شما پیمان نگرفتم که شیطان را اطاعت نکنید ، او به یقین دشمن آشکار شماست و فقط مرا بپرستید که این راه راست و مستحکم است ( یاسین/ ۶۰) روی دیگر سکه ی توحید در ربوبیت حق تعالی ،  توحید در عبودیت انسان نسبت به مالک و مولای خود است. قرآن کریم مردم را در نسبت با این عهد در مرحله ی نخست دو دسته معرفی می کند عده ای که آن عهد دیرین را یادآور شده و راه عبودیت و فرمانبری  ربّ را پیش می گیرند« … إِنَّما یتَذکَّرُ اولوالاَلبابِ الذَّینَ یوفونَ بِعَهدِ الله وَ لا ینقضونَ المیثاقَ وَ الذّین َ یصِلونَ ما اَمَرَ الله بِه أَن یوصَل … » فقط خردمندان یادآور می شوند آنها که پیمان خدا را پاس داشته و میثاق را نمی شکنند . کسانی که آنچه را خداوند به پیوستنش فرمان داده ، می پیوندند و عمل می کنند …( رعد/ ۱۹ – ۲۰) اما گروهی دیگر که پیمان الاهی را شکسته و خود را تباه کرده ؛ در زمین به فساد می پردازند و بندگی شیطان را بر می تابند « وَالذَّینَ ینقُضونَ عَهدَ الله مِن بَعدِ میثاقِه وَ یقطَعونَ ما امر الله به أن یوصلَ و یفسِدونَ فی الاَرضِ » کسانی که عهد خدا را پس از پیوستن فروشکسته و آنچه را خداوند به پیوستنش فرمان داده ، می گسلند و در زمین فساد می گسترند. ( رعد/ ۲۵ ) گروه دوم نیز به نوبه ی خود به دو دسته تقسیم می شوند : کسانی که مجال و فرصتی برای اصلاحشان وجود دارد و دسته ای دیگر که چنین رخصتی برای خود باقی نگذاشته اند . د رنهایت مردم سه دسته اند صادقین که بر پیمان الاهی استوارند و راستی می ورزند، منافقینی که پیمان شکسته ولی فرصت پیوستن به صادقین را دارند و خداوند به سوی آنها توبه کرده و رحمت می آورد و دسته آخر منافقین تیره دل، که راهی برای بازگشت و روزنه ای برای جذب نور رحمت و هدایت  ندارند . خدای تعالی این سه گروه را چنین معرفی می فرماید: « مِن المومِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا اللهُ عَلَیهِ فَمِنهُم مِن قَضی نَحبَه وَ مِنهُم مِن ینتَظرُ وَ ما بَدّلوا تَبدیلاً لیجزی اللهُ الصادقینَ بِصدقِهم وَ ُیعَذِّب المُنافقین إِن شاءَ أو یتوبَ عَلَیهِم إِن اللهَ کانَ غفوراً رَحیماً » از میان مومنان مردمانی هستند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند. برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی ازآنها در انتظاربوده و دگرگون نمی شوند تا خداوند راستگویان را به پاداش راستی شان رسانده و دورویان پیمان شکن را اگر بخواهد مجازات کند یا با رحمت به سوی شان باز آید . براستی که خدا آمرزنده و مهربان است . (احزاب / ۲۳ و ۲۴) راستی در بندگی و پاسداری از پیمان الاهی و نباختن آن در برابر بهای اندک شرط اول ورود به عالم عندیت و رسیدن به حیات طیبه است .