نویسنده : عفاف نامه
تاریخ : سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱
چرا برخی از طلبه ها امام جماعت مساجد نمیشوند؟


در سالهای اخیر تعداد ورودی های حوزه های علمیه افزایش نسبتا چشمگیری داشته است و طبیعتا برخی از حوزه های علمیه قدیمی احیا شده و حوزه های جدیدی نیز احداث شده است تا پاسخگوی علاقمندان باشد اما با کمال تعجب تعداد زیادی از مساجد در روستا ها و تعدای از مساجد شهری فاقد روحانی هستند براستی چرا برخی از مساجد روحانی ندارند؟ چرا طلبه ها علاقه ای ندارند تا امام جماعت مسجد باشند؟

 

برخی از طلبه های خوش فکر جوانِ پرتلاش و فداکار در مساجد مشغول فعالیت هستند و بعضا به خوبی نیز توانسته اند مسجد را آباد کنند و منشا خدمات خوبی برای مردم باشند از این رو مخاطب این بحث این بخش از طلبه ها نیستند.

 

1- عدم تلبس همه طلاب: از تعداد طلبه هایی که در حوزه علمیه درس می خوانند تعدادی از طلبه ها تمایلی به پوشش لباس ندارند و تعداد کمی از آنها ملبس به لباس روحانیت می شوند برخی از کسانی که لباس روحانیت می پوشند نیز به عللی بعد از چند سال لباس را کنار می گذارند از این رو طلبه های ملبسی که به صورت دائمی لباس بپوشند کم بوده و به تبع آن مساجد با کمبود روحانیان مواجه خواهند شد.

 

2-ماندگار شدن در قم: طلبه ها مبتدی پس از طی تحصیلات مقدماتی در شهرستانها برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت می کنند و به خاطر امکانات علمی قم و فضای اجتماعی مناسب برای زندگی طلبگی، چندان تمایلی به بازگشت به شهرستانها ندارند اگر چه برخی از طلبه ها ممکن است وقت خود را در قم به بطالت بگذرانند اما زندگی در قم را بر زندگی در شهرستان ترجیح می دهند همین مساله باعث می شود که طلبه های در شهرستان یا روستا کمتر حضور داشته باشند البته ممکن است به صورت مقطعی در ایام تبلیغی در شهرستانها حضور داشته باشند.

 

3-مساله ای به نام معیشت: طلبه های ملبسی که در شهرستان حضور دارند ممکن است از نظر معیشتی دچار مشکل باشند و بخواهند در کنار برپایی نماز جماعت کار تبلیغی و فرهنگی انجام دهند تا از این طریق هزینه ایاب و ذهابی دریافت کنند، از این رو ترجیح می دهند تا به جای مسجد که هم پر زحمت است و هم درآمدی ندارد نماز و تبلیغ را در اداره یا خوابگاهی دانشجویی دنبال کنند چرا که هم تعطیلات دارد و هم چند دقیقه ای بیشتر وقت نمی برد ضمن آنکه ممکن است برای رفت و آمد نیز وسائط نقلیه ارگان مذکور اقدام کند که نور علی نور است بماند اینکه ممکن است در نماز جماعت سازمانی بیشتر از چند نفر شرکت نکنند و عده ای از کارمندان نیز به اسم نماز محل خدمت را به قصد شب نشینی با همکاران ترک کنند.

 

4- سختی نماز جماعت مسجد: امام جماعت بودن در مسجد از کارهای شاق و پر زحمت است خصوصا اگر نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را یک امام جماعت برگزار کند چرا که در این صورت امام جماعت باید خود را وقف مسجد کند یک روز غیبت از نماز می تواند صدای هیات امنا و نمازگزاران را درآورد، حساب کنید روزهای تعطیل، عید، روزهای برفی، روزهای گرم و داغ و همه و همه را که امام جماعت باید سر وقت حاضر باشد و نماز را به پا دارد، این مساله اول کار است چرا که امام جماعت باید در کنار نماز برای مردم سخنرانی کند و این مساله نیاز به اختصاص وقت برای آماده کردن مطالب دارد، مراجعات مردمی بعد از نماز نیز مقوله دیگری است که به غیر از اختصاص وقت ممکن است حواشی داشته باشد از سوی دیگر امام جماعت باید با نمازگزاران ارتباط برقرار کند و در شادی و غم آنها شریک شود ممکن است روزی نمازگزاری از مکه آمده باشد که باید به خانه او سر زد روز دیگر مادر یکی از نمازگزاران فوت کرده است، روز دیگر مستمندی مراجعه کرده و نمی توان برای او کاری کرد وباید از نظر ذهنی در رنج باشی که این مستمند چگونه گذران می کند و این قصه سر دراز دارد، واقعیت این است که روحیه برخی از طلبه های امروزی با این کارها سازگار نیست و این مسولیتها را به عنوان دردسر در نظر گرفته و از پذیرش آن خودداری می کند.

 

5-پرستیژ اجتماعی: طلبه های امروزی کمتر علاقه ای دارند در یک مسجد دورافتاده بی نام نشان فعالیت کنند، آنها ترجیح می دهند مدیر یک موسسه فرهنگی باشند که نمایشگاه برگزار می کند پوستر چاپ می کند یا برنامه های پرسرو صدا برگزار می کند، یا اینکه در صدا و سیما حضور داشته باشند وکل ملت را هدایت کنند یا اینکه ترجیح می دهد مجالسی پرشور برگزار کند با مراجعه کنندگان بسیار، از این رو ترجیح می دهد به جای اینکه به او امام جماعت بگویند وی را فعال فرهنگی یا مدیر فرهنگی قلمداد کنند، گویا دیگر مساجد برای فعالیت برخی از طلبه ها جذابیتی ندارد. از نظر آنها می توان کارهای پرسر و صدا انجام داد و ظرف چند مدت در کشور مشهور شد و درسطح ملی کارهای فرهنگی انجام داد ما را چه به یک مسجد کوچک. از سوی دیگر با مذاق طلبه ای امروزی خوش نیست که یک نفر در مسجد بلند شود و برای امام جماعت نذریه جمع کند.

 

6- طلبه های شاغل: از طلبه های ملبسی که به شهرستان برمی گردند برخی در ادارات و دوایر دولتی مشغول کار می شوند و به مرور در آن سیستم هضم می شوند کم کم روحیات طلبگی و وظایف تبلیغی کمرنگ می شود و حتی طلبه لباس را به خاطر وظیفه سازمانی می پوشد از این رو بعد از انکه از اداره به خانه می آید سریعا لباس را به گوشه ای می گذارد و خلاص، این قسم از طلبه ها به عنوان امام جماعت که هیچ بلکه به عنوان یک مسلمان نیز در نماز جماعت مسجد شرکت نمی کنند و حالی برای این کارها ندارند.

 

7- روحانیان روشنفکر: برخی از طلبه ها و روحانیان که بعضا تحصیلات دانشگاهی نیز دارند حاضر نیستند امام جماعت شوند تصور آنها از نماز جماعت مساجد، حضور در جمع های عوامانه است که نتیجه چندانی برای خود او ندارد از این رو ترجیح می دهد در جمع های نخبگی حاضر شود، می گوید در دانشگاه روزانه در چند کلاسی که می روم با صدها دانشجوی جوان محشور هستم و اگر بتوانم همان جا تبلیغ می کنم بهتر از مسجدی است که دوصف جماعت پیر و نامتوازن در آن جمع هستند.

موضوعات مرتبط: سبک زندگی اسلامی